چگونه با همسر/ نامزدمان صحبت كنيم  

چگونه با همسر/ نامزدمان صحبت كنيم 

يكي از لذت بخش ترين تجربيات زندگي مشترك اين است كه حرف مبهمي را بزنيد و بدانيد كه همسرتان دقيقاً منظور شما را مي فهمد.

توانايي در صحبت خودماني، ايماء و اشاره، نكته پراني و چشمك زدن و نظاير آن، نشانه ي نزديكي و صميميت است. گفت و گويي كه پايان خوش دارد نشانه صميميت است. طرفين مي دانند كه ديگري چه مي گويد و تدريجاً از اين كه مي توانند آزادانه حرف بزنند و منظور يكديگر را بفهمند لذت مي برند. اما در ازدواج هاي ناموفق ، لذت گفت و گو در فضاي شكايت ها و گله مندي هاي خشمگينانه و سوءتفاهم ها گم مي شود و جاي اشارات دلنشين ابروها و چشمك هاي خوشايند را نگاه هاي خيره و اشارات انتقادي و بهانه گيري ها و تهديدها پر مي كند. چه اتفاقي مي افتد؟ چرا صحبت هاي دلنشين از دست مي روند؟ مسئله اينجاست كه به مرور شيوه هاي متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهاي متفاوت و سوءتفاهم ها روي هم انباشته مي شوند و آهنگ دلپذير صحبت را تغيير مي دهند.

 

برخي از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضي ديگر به طرز صحبت خود با ساير اعضاي خانواده حساسيت دارند. اگر با همسر خود صحبت مي كنيد، از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» يا «بي ملاحظه»، «لجباز» و غيره خودداري كنيد.

زن و شوهر ممكن است هنگام صحبت علي رغم حُسن نيت به بيراهه بروند. به جاي صحبت نرم و ملايم ، با هم مشاجره كنند و چون يكي از آنها به قصد سبك كردن فضاي سنگين صحبت، به شوخي حرفي بزند، ديگري چنان واكنش نشان دهد كه انگار در شوخي هم قصد و شري در كار بوده است. در اين شرايط هر اقدامي براي تلطيف فضاي صحبت، نتيجه معكوس مي دهد.

هم صحبتي زن و شوهر با هم، براي رشد و بقاي احساس صميميت آنها نقش قطعي دارد. متأسفانه «بسياري از زوج ها» و شايد بتوان گفت «اغلب» آنها از مهارت هاي لازم براي گفت و گو با يكديگر برخوردار نيستند و بي آنكه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردي و تكدر خاطر مي شوند.


در اين جا به چند نمونه از مسائل و مشكلاتي كه بر سر راه گفت و گوي مؤثر همسران وجود دارد اشاره مي كنيم:

1- مسئله: «نمي توانم با همسرم صادق باشم.»

2- مسئله: «نمي توانم خودم باشم» بسياري از اشخاص مدعي هستند كه نمي توانند با همسرشان راحت صحبت كنند، بايد احتياط كنند مبادا حرفي بزنند و همسرشان را ناراحت كنند. زني شكايت مي كند كه «وقتي به شوهرم حرفي مي زنم واكنش بسيار بدي نشان مي دهد. بايد مواظب باشم، بايد روي كلماتم فكر كنم.»

سؤال مي تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهايت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه يك سؤال دقيق و حساب شده مي تواند به گونه اي اعجاب انگيز همسر شما را به صحبت تشويق كند. اما يك پرسش نابهنگام، طعنه آميز يا بي تناسب مي تواند از ادامه صحبت جلوگيري كند.

براي آموختن شيوه هاي جديد صحبت با همسر خود،كلمات را با سياست و با رعايت همه جوانب ادا كنيد، سعي كنيد لحن خوشايندي داشته باشيد. مي توانيد اگر خواستيد ياد صحبت هاي مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بيفتيد. استفاده از اين طرز صحبت در مناسبات زناشويي، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آميز داريد، ساده نيست. در اين صورت براي ايجاد تغيير بايد تلاش بيشتري كنيد. شكستن عادت ها ساده نيست، اما با ياد گرفتن الگوهاي جديد مي توانيد بدون كنترل و به طيب خاطر با همسرتان حرف بزنيد.

 

- مسئله: «همسرم مرتب سر من داد مي كشد» به اعتقاد بعضي ها بلند صحبت كردن همسر، نشانه عصبانيت و حتي ضعف اخلاقي است. در اين مورد زن و شوهر مي توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت كردن را حل كنند. زن يا مردي كه از صداي بلند همسرش رنجيده ، بايد اين احتمال را در نظر بگيرد كه ممكن است بلند صحبت كردن همسرش را اشتباه تفسير كرده باشد. از سوي ديگر همسر نيز مي تواند لحن صداي خود را ملايم تر كند. راه حل بهتر اين است كه كسي كه از صداي بلند همسرش ناراحت مي شود نسبت به آن حساسيت نشان ندهد. مي تواند به ملايمت اعتراض كند، اما رنجشي به دل نگيرد.

4- مسئله: «شوهرم فقط به خودش فكر مي كند و به صحبت هاي من گوش نمي دهد» بسياري از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند كه از احساسات خودشان حرف بزنند، اين موجب مي شود كه آنها نسبت به شوهرانشان احساس صميميت بيشتري كنند. واكنش احساسي زن و مرد نسبت به فراز و نشيب هاي زندگي، به آنها احساسي از وحدت و انسجام مي بخشد. بسياري از نويسندگان، احتياط در ابراز احساسات از سوي مردها را يكي از اشكالات عمده آنها مي دانند. بسياري از زن ها هم درباره همسرشان همين نظر را دارند: «شوهرم مثل آهن سرد و خشك است. اگر احساساتش را بروز مي داد خيلي بهتر مي شد.» اما اغلب شوهرها، احتياط در ابراز احساسات را دليل نقص و ضعف نمي دانند. مردها در مقايسه با زن ها اغلب خويشتن نگري كمتري دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نيستند. مردي كه به احساسات خانمش توجه مي كند، نسبت به احساسات خودش هم حساس مي شود.

5- مسئله: «با هم صحبت مي كنيم اما صحبت ما سرد و بي روح است» مسئله اين است كه طرفين موضوعات مورد علاقه يكديگر را طرح نمي كنند. از آن گذشته طراوت و شادابي گفت و گوهاي اوايل آشنايي، ديگر وجود ندارد و طرفين اقدامي براي جلب نظر يكديگر صورت نمي دهند. دليل ديگر اين است كه زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو براي حل مشكلات را از مكالمات خوشايند جدا كنند. بنابراين وقتي يكي از آنها با يك تعريف محبت آميز شروع مي كند، ديگري ممكن است فرصت را براي طرح يكي از گرفتاري هاي خود مناسب بپندارد، در نتيجه گفت و گوي محبت آميز و لذتبخش كمياب مي شود.


مقررات و آداب گفت و گو

 

قانون شماره 1- با همسر خود هماهنگ شويد.

زن و شوهر براي اين كه بتوانند با يكديگر ارتباط سازنده برقرار كنند بايد در مسير صحبت يكديگر قرار گيرند، زيرا در بسياري از مواقع زن و شوهر با آنكه درباره ي موضوع واحدي صحبت مي كنند اما روش صحبت آنها به قدري متفاوت است كه نمي توانند با هم هماهنگ شوند. ممكن است زن يا شوهر قصد تسكين ناراحتي همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتي او بيفزايد. متأسفانه بسياري از زوج ها در مخابره افكار و احساسات خود به يكديگر با دشواري روبه رو هستند. بعضي خواسته هايشان را چنان طرح مي كنند كه به درك طرف مقابل منجر نمي شود؛ عقايد خود را مبهم طرح مي كنند، از طرح موضوع اصلي طفره مي روند ، حاشيه مي روند و با اين حال خيال مي كنند كه همسرشان موضوع را دقيقاً و آن طور كه هست درك مي كند. يكي بيش از حد وارد جزئيات مي شود و ديگري به قدري در كلمات صرفه جويي مي كند كه كلامش تفهيم نمي شود و هر دو بر اين باورند كه به تفاهم ميان خود كمك مي كنند.

گاه به نظر مي رسد كه اصولاً به دو زبان متفاوت حرف مي زنند. در اين شرايط، هرگز عجيب نيست كه زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زيرا هر كدام بي خبر از تفصير خويش، ديگري را به دير فهمي و سرسختي متهم مي كند.

توجه داشته باشيد كه همسر شما با گفت و گوي خود ، گاهي فقط به حمايت شما و گاهي نيز به راهنمايي هاي عملي شما نياز دارد، پس بايد نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشيد تا راه هاي مناسب ارتباط با همسرتان را پيدا كنيد.

قانون شماره2 - با علاقه گوش بدهيد.

گاهي اوقات زن شكايت مي كند كه شوهرش به حرف هاي او گوش نمي دهد و حال آنكه شوهر در مقام اعتراض مدعي است كه همه حرف هاي او را شنيده است. بررسي هاي به عمل آمده نشان مي دهد كه در اين زمينه اختلاف جنسي مشهودي وجود دارد. زن ها هنگام گوش كردن با ابراز كلماتي نظير «آره»، «عجب» و تكان دادن سر، به گوينده مي فهمانند كه به حرف هاي او گوش مي دهند و حال آن كه مردها هنگام گوش دادن بيشتر سكوت مي كنند.

گاه شما فراموش مي كنيد كه گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت كردن و جواب نگرفتن در حكم صحبت با ديوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سكوت اختيار مي كنيد احتمالاً مي توانيد به اشاره كردن و تكان دادن سر، عادت كنيد و نشان دهيد كه به راستي گوش مي دهيد و همسرتان را از ترديد بيرون آوريد.

قانون شماره 3: از قطع صحبت اجتناب كنيد.

قطع صحبت براي كسي كه اين كار را مي كند احتمالاً طبيعي به نظر مي رسد اما ممكن است در كسي كه صحبت او قطع مي شود ايجاد نارضايتي و افكار منفي كند. «او به حرف هايم گوش نمي دهد، تنها مي خواهد خودش حرف بزند.»

قطع صحبت هم مانند ساير عادات ممكن است بخشي از طرز مكالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت احتمالي كسي كه صحبتش قطع مي شود ارتباطي با خود محوري و مخالفت و غيره ندارد. در اينجا نيز زن و مرد رفتار متفاوتي نشان مي دهند. مردها بيش از زن ها صحبت را قطع مي كنند، اما قطع صحبت آنها مشمول زن ها نيست، يعني با مردهاي ديگر هم كه صحبت مي كنند همين سياست را دارند. بنابراين زني كه براي قطع صحبت از سوي همسرش دلايل منفي مي تراشد بايد به خاطر داشته باشد كه اين رفتار ممكن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با اين حال كسي كه صحبت را قطع مي كند بايد به انتظار پايان صحبت بپرد و صبر كند. ممكن است مردي با تأني و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش كه حاضر جواب و بي قرار است مرتب به ميان صحبت پريده، رشته كلام را قطع كند. در اين شرايط ممكن است مرد عصباني شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از اين كه رفتار خانم او دلايل عميق تري دارد.

مردها در مقايسه با زن ها اغلب خويشتن نگري كمتري دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نيستند. مردي كه به احساسات خانمش توجه مي كند، نسبت به احساسات خودش هم حساس مي شود.

قانون شماره4: ماهرانه سؤال كنيد.

سؤال مي تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهايت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضي ها طبيعتاً كم حرف هستند، در برخورد با اين اشخاص مي بايد زمينه صحبت را فراهم نمود. گاه يك سؤال دقيق و حساب شده مي تواند به گونه اي اعجاب انگيز همسر شما را به صحبت تشويق كند. اما يك پرسش نابهنگام، طعنه آميز يا بي تناسب مي تواند از ادامه صحبت جلوگيري كند. در برخي از مواقع، لحن عتاب انگيز و يا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز مي شود: «چرا ديشب دير آمدي؟»، «چرا اين همه به خودت رسيده اي؟ » در بسياري از موارد سؤالاتي كه با «چرا» شروع مي شوند توليد اشكال مي كنند، علتش اين است كه اين قبيل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعي قرار مي دهد. با آنكه ممكن است سؤال كننده صرفاً براي كسب اطلاع سؤال كرده و منظور ديگري هم نداشته باشد، استفاده از كلمه «چرا» در شروع يك جمله سؤالي احتمالاً شما نت ها و خطاب هاي پدر و مادر در دوران كودكي را تداعي مي كند: «چرا دير كردي؟

از آن گذشته سؤالاتي كه با «چرا» شروع مي شوند، اغلب بي اعتمادي و يا حتي سوء ظن را تداعي مي كند. مي توان براي اجتناب از اين مشكل ، سؤالات را به شكل ديگري مطرح كرد مثلاً به جاي «چرا دير كردي؟» مي توان پرسيد «مشكلي پيش آمده كه دير به منزل برگشتي؟» در اين صورت همسرتان از اين كه شما نگران او هستيد و يا دوست داريد در جريان مشكلات او قرار گيريد خوشحال خواهد شد.

قانون شماره 5: سياست و نزاكت به خرج دهيد.

شايد در ظاهر رعايت اين قانون در روابط زناشويي عجيب به نظر برسد اما در عمل، هر كس حساسيت هايي دارد و حتي نزديك ترين اشخاص ممكن است احساسات ما را جريحه دار كنند. برخي از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضي ديگر به طرز صحبت خود با ساير اعضاي خانواده حساسيت دارند. اگر با همسر خود صحبت مي كنيد، از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» يا «بي ملاحظه»، «لجباز» و غيره خودداري كنيد. اين برچسب ها با ايجاد تكدر خاطر، فضاي حاكم بر گفت و گوي شما را تيره مي كند. از مطلق گويي و استفاده از كلماتي مانند «هرگز» يا «هميشه» خودداري كنيد. اين واژه ها معمولاً اشتباه هستند. چون به ندرت همسري پيدا مي شود كه «هرگز» كارش را درست انجام ندهد و يا «هميشه» در انجام كاري كوتاهي كند.

- حرفتان را بزنيد و از انتقاد خودداري كنيد مثلاً به جاي اين كه بگوييد «تو هرگز به من كمك نمي كني» بگوييد «اگر در شستن ظرف ها به من كمك كني بسيار ممنون مي شوم».

ذهن خواني نكنيد، احتمال اين كه ذهن خواني اشتباه باشد، زياد است و در نتيجه زمينه عصبانيت همسرتان را فراهم مي سازيد. اگر فكر مي كنيد كه همسرتان از شما دلگير است بهتر است به او بگوييد «احساس مي كنم از من دلگير هستي» تا او براي شما توضيح دهد.

صحبت با همسر خود، كلمات را با سياست و با رعايت همه جوانب ادا كنيد، سعي كنيد لحن خوشايندي داشته باشيد. مي توانيد اگر خواستيد ياد صحبت هاي مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بيفتيد. استفاده از اين طرز صحبت در مناسبات زناشويي، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آميز داريد.



اگر شنونده صحبت هاي همسرتان هستيد اين اصول را رعايت كنيد

زمينه هاي توافق را پيدا كنيد. ببينيد با كدام يك از نكات مورد اشاره همسرتان موافق هستيد تا در نقش مخالف او ظاهر نشويد« بله قبول دارم كه اخيراً سرم خيلي شلوغ بوده است.»

مضامين منفي صحبت هاي همسرتان را ناشنيده بگيريد، بعيد نيست كه همسر شما در حالت دلخوري يا عصبانيت در بيان مسئله مبالغه كند. به «علت» عصبانيت توجه كنيد و انتقادها و سرزنش ها را ناديده بگيريد.

- مطمئن شويد كه منظور همسرتان را درك كرده ايد، در غير اين صورت از او سؤال كنيد . مثلاً: «فكر مي كنم منظور تو اين است كه حاضر نيستي دخالت هاي مادرم را تحمل كني. درست است؟»

از گفتن «متأسفم» ترسي به دل راه ندهيد. روابط زناشويي ايجاب مي كند كه اگر خواسته و ناخواسته اسباب تكدر خاطر همسرتان را فراهم كرده ايد در مقام پوزش برآييد و تأسف خود را به او اطلاع بدهيد. 
 

 

گل کاری از: شجائی| جمعه سوم مهر 1388 | 12:6 | + | موضوع: |

انواع ازدواج  

انواع ازدواج


ازدواج نقطه آغاز شيرين زندگي مشترك دو نفر است.



ازدواج احساسانه

اين نوع ازدواج با جملاتي نظير آه كه چقدر دوستت دارم! اگر تو نيايي منم بستني نمي خورم! تو كجا بودي تو آسمونا دنبالت مي گشتم رو زمين پيدات كردم و ... شروع ميشن. بالاخره يكي از اون دو تا به ديگري ميگه من از اولم تو رو نمي خواستم!...

هر كسي هم كه وضعيت اونا رو ميبينه به فرزندش ميگه : ببين عاقبت كنار خيابون با هم آشنا شدن و تو ماشين پرايد نشستن و شماره دادن و شماره گرفتن همينه...


ازدواج عاشقانه

اين نوع ازدواج كمي از احساسات بالاتر است. هر دو يكديگر را دوست دارند و مي خواهند و به يكديگر اظهار علاقه مي كنند و به عهد خود پايبندند. آنان سعي مي كنند رفتارهاي بچه گانه نشان ندهند و حالت هاي عاشقي را تمرين كنند. كمي لاغر مي شوند . از خواب و خوراك مي افتند و بالاخره با اصرار ، ازدواج انجام مي شود.هر كسي هم كه مي بيندشون ميگه خدايي همديگه رو مي خوان اگه بدن براي خودشون بدن اگه خوشن براي خودشون خوشن.



ازدواج عاقلانه

اين نوع ازدواج بر اساس اصول اعتقادي ، رعايت نظم اجتماعي و توجه به بافت جامعه و خانواده اي طرفين انجام مي شود. معمولا اگر احساسي هم در اين ازدواج باشد معمولا سمت و سوي عقلي ميگيرد. ازدواج هم كه صورت گرفت به عنوان يك قرارداد اجتماعي و توجه به بافت جامعه و خانواده هاي طرفين انجام مي شود. و بسيار پايبند و مقيد به رعايت حقوق آن هستند. انتظار دتر و پسر از اين ازدواج درك منطقي همديگر است.

هر كسي هم كه اين موضوع را ميبيند مي گويد: خوب ازدواجي بود به هم مي خوردن. ديگه عاقل شده بودن! خدا كمكشون كنه هر آدمي كه برنامه ريزي كنه همين عاقبتو داره!



خلاصه بهترين ازدواج ازدواجيه كه عاقلانه و آميخته از حس عاشقانه باشه. ازدواجي كه با عقل ممزوج شده و همراه با عشق و احساس باشه عاليه...!
گل کاری از: شجائی| جمعه سوم مهر 1388 | 12:3 | + | موضوع: |

زوج هاي جوان بخوانند:10 اشتباه بزرگ روز هاي اول ازدواج  

زوج هاي جوان بخوانند:10 اشتباه بزرگ روز هاي اول ازدواج

 

زوج‏هاي جوان شباهت زيادي به دانشجوهاي سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول يادگيري خم وچم زندگي مشترك هستند. آنها انسان هستند و دچار اشتباه مي‏شوند. اما آگاهي از اشتباهات معمول مي‏تواند به شما كمك كند كه مانع بروز آنها شويد.

 به دوران پس از ازدواج فكر نمي‏كنيد.

بعضي از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج مي شوند كه متوجه نمي شوند در گير چه مسايلي شده اند. شما متاهل شده ايد. جشن ازدواج شايد سرگرم كننده باشد اما فقط يك روز است. اكنون شما ناچار هستيد با يكديگر زندگي كنيد، با هم كنار بياييد و خانواده خودتان را تشكيل دهيد. از برنامه هاي جشن و بازتاب آن -از تماشاي فيلم عروسي تا تجديد خاطرات با دوستان- لذت ببريد ، اما تمام مدت تصوير بزرگتري را در ذهن داشته باشيد.
شما به اين دليل با همسر خود ازواج كرده ايد كه دوستش داشتيد. اگر اين طور باشد، هيچ دليلي وجود ندارد كه او را تغيير دهيد.

سعي مي‏كنيد همسرتان را تغيير دهيد.

به احتمال قوي، شما به اين دليل با همسر خود ازدواج كرده ايد كه عاشقش بوده ايد. اگر اين طور باشد، هيچ دليلي وجود ندارد كه او را تغيير دهيد. بدون شك، افراد بالغ به طرزي چشمگير تغيير نمي كنند پس بهترين اطمينان شما اين است كه همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هايي كه با ديگران دارد و نه علي رغم آنها، دوست بداريد. تلاش براي عوض كردن همسرتان فقط احساسات او را جريحه دار كرده و زندگي مشترك شما را خراب مي كند.

 با خانواده همسرتان رابطه بدي را آغاز مي‏كنيد.

اگر تا اين لحظه به رابطه ي شما لطمه وارد شده، دست به هر كاري بزنيد تا رابطه خود با خانواده همسرتان را  بهبود بخشيد. اولين نفري باشيد كه صلح را برقرار مي كند ، زيرا هنگام دعواي شما با خانواده همسرتان، تنها كسي كه آزرده خاطر مي شود همسرتان است كه احساس مي كند بين شما گير افتاده است.

در مشاجرات اجازه مي‏دهيد احساسات شما پيروز شوند.

پرخاشگري و فرياد زدن و جيغ كشيدن در حل مشكل يا اختلاف نظرها به شما و همسرتان كمكي نمي كند. گفت و گوي آرام و منطقي شما را به پيش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانيد خودتان را كنترل كنيد ، زندگي تان را به مخاطره مي اندازيد. پس هر كاري را كه شامل اين موارد است – از استراحت در ميانه بحث تا طلب كمك به وسيله روش هاي درماني – انجام دهيد.

زندگي تنها تفريح و مهماني و خوشي نيست .درخود توانايي پذيرش مشكلات بزرگ تر را داشته باشيد.

- از بحث هاي سنگين اجتناب مي‏كنيد.

هيچ كس دوست ندارد درباره مسايل سنگيني مثل كنترل مسايل مالي، راه هاي ممكن در صورت بچه دار نشدن، نحوه آمادگي براي اتفاقات پيش بيني نشده اي مثل مرگ، بحث كند. با اين حال اكنون كه متاهل شده ايد، چاره اي جز صحبت درباه اين موضوعات نداريد. ازدواج شما به اين مسايل وابسته است. عاقل باشيد و در مورد تمامي اين مسايل با همسر خود صحبت كنيد. در صورت لزوم با ديگران مشاوره داشته باشيد اما اين مسايل را نا ديده نگيريد. زندگي تنها تفريح و مهماني و خوشي نيست .درخود توانايي پذيرش مشكلات بزرگ تر را داشته باشيد.
ازدواج

بر سر مسايلي بيهوده دعوا مي‏كنيد.

هر انسان متاهلي با همسر خود بر سر مسايلي بحث مي كند – از باز گذاشتن سر خمير دندان تا آويزان كردن لباس روي دستگيره در- كه در نظر ديگران بي معني است. بحث هاي خود را براي مسايل مهم تري نگه داريد. اين دلخوري ها را به حال خود بگذاريد. به راستي اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب هاي كثيف روي زمين است، بايد خودتان را خوش شانس بدانيد.

همسرتان شما را براي زندگي انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان مي شود كه تصور مي كند شما به او اعتماد نداريد. اگر او هميشه قابل اعتماد بوده است، نبايد با حسادت خود حتي براي او ايجاد مزاحمت كنيد. اين براي رابطه سم است.

 حسادت مي‏ورزيد.

همسرتان شما را براي زندگي انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان مي شود كه تصور مي كند شما به او اعتماد نداريد. اگر او هميشه قابل اعتماد بوده است، نبايد با حسادت خود حتي براي او ايجاد مزاحمت كنيد. اين براي رابطه سم است.

-  مثل دوران تجرد خود رفتار مي‏كنيد.

اكنون زمان آن رسيده كه بزرگ شويد. گردش شبانه رفتن با دوستان، زماني اشكال نداشت كه شما مجرد بوده ايد و هيچ كس در منزل منتظر شما نبوده است. به عنوان يك فرد متاهل، انجام بعضي كارها شايسته نيست. شما مي دانيد درست و غلط چيست. پس كار درست را انجام دهيد.

زن يا شوهري كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهي اصرار دارد، هميشه برنده است و كسي كه مهر و محبت همسر خود را انكار مي كند، هيچ كار مفيدي براي زندگي مشتركشان انجام نمي‏دهد.

 غرور را به زندگي مشترك خود راه مي‏دهيد.

زن يا شوهري كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهي اصرار دارد، هميشه برنده است و كسي كه مهر و محبت همسر خود را انكار مي كند، هيچ كار مفيدي براي زندگي مشتركشان انجام نمي‏دهد. او اجازه مي دهد غرور و روش هاي حل مشكلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پيدا كنيد و رابطه شما به نتيجه برسد. بايد ملايم تر باشيد و راهي پيدا كنيد كه مسووليت اعمال خود را به گردن بگيريد.

-  اوقات بسيار كمي را در كنار يكديگر سپري مي‏كنيد.

بايد مانند يك گل از زندگي مشترك خود مراقبت كنيد. گل، بدون آب، نور خورشيد و مراقبت هرگز رشد نخواهد كرد. بنابراين، بايد برنامه ريزي كنيد تا مدت زمان بيشتري را در كنار همسر خود باشيد

گل کاری از: شجائی| جمعه سوم مهر 1388 | 12:2 | + | موضوع: |

شب های جمعه و نامزد بازی.....!  

دوست داشتن و عشق در جامعه ما درصد بالاییش

 به رختخواب ختم میشه…! شبای جمعه که میشه

 این تازه دومادا ولخرج میشن و تازه عروسا هم هی

 ناز و عشوه و پشت چشم نازک کردن که اینو

 میخوام اونو میخوام…! و تازه داماد هم هی میگه :

 مِخِرُم بَرات عَسَلُم…! مِخِرُم بَرات جیگرُم…! مِخِرُم

 بَرات طِلا…! خلاصه که اقا دوماده با یه روسری

 خریدن و دوتا ساندویچ کالباس مارتا شب خوبی رو

 برای خودش تضمین میکنه و اگه کلاسش بالاتر

 باشه کافی شاپ و پیتزا و احتمالا خرید عطر یا

 کفش و امثالهم…!

 

یکی از بهترین دوران زندگی برای جوونها دوران عقد

 و نامزد بازیه که بنا به شرایط خانواده ها بعضا از

 چند ماه تا چند سال طول میکشه و توی این مدت

 شاخ شمشاد هر دفعه که میخواد بره خونه

 نامزدش بستگی به موجودی جیبش یه شاخه گل

 یا یه کادویی چیزی میگیره چُسان فُسان میکنه

و راه میفته …مادر زن که معمولا تا وقتی اقا داماد

 به دخترش نگفته باشه بالای چشمت ابروست

 دامادش رو دوست داره سعی میکنه غذای مورد

 علاقه اونو درست کنه و حتما اون روز نوشابه هم

 باید سر سفره یا میز باشه که شادوماد غذا به

 گلوش گیر نکنه یه وخ …!

اقای داماد سر سفره هی میلُمبونه و عروس خانوم

 و مادر زن جان هی گوشتای ماهیچه توی قیمه رو

 میذارن براش و برنج سرریز میریزن تو بشقابش و

 مادر زنه هی میگه بخور نِنه جان…بخور تا قُوَت

 دِشتِه بشی…! و عروس خانوم هم که کلمه قوَت

 رو میشنوه دلش غنج میره و نمکی میخنده و خوش

 خوشانش میشه..! پدر زنه هم چشم غره میره به

 زنش و اّی حرص میخوره …اّی حرص میخوره…! تو

 دلش میگه کوفت بخوری مرتیکه گردن کلفت…! هم

 پاره جیگرُمه بهش دادُم هم باید یخچال و مایکروفرو

 گازو مرگ و کوفت براش بخرُم؛ هم گوشتای

 ماهیچه تو خورشته مُخوره لپه هاشَم مو باید

 بخورُم…! هم مِگن قوت دِشته بشه که عین خروس

 وَرجیه رو دخترُم اب کِمَرشه خالی کُنه…! پدر زنه

 یادش نمیاد که خودشم یه روز تازه دوماد بوده…!

 

خلاصه که تو دوران عقد ناز دختره خریدار داره و

 دوماد کمتر از عسل و خانوم گل و جیگر و طلا و

 قربونت بُرُم و فدات بُشُم بهش نمیگه و خانومی

 خانومی از دهنش نمیفته…! خار تو دست عروس

 خانوم بره بگه اخ … اقا دوماد بال بال میزنه که

 جان…الهی بیمیرُم…! چیکار رَفت قربونت بُرُم اِلهی

 … بیا بیبینُم کوجات خار رَفت …انگوشتِته بده بُمُکُم

 تا در بیه …! و هی انگشت عروس خانوم رو بُمُکه و

 هی دستش رو بوس کُنه و قربون صدقِه اش بره و

 نازش کنه…! گاهی هم پیش میاد که توی دوران

 عقد بین عروس دوماد شیکر اب میشه که فقط

 کافیه چند روز بگذره تا کمر اقا دوماد دوباره پر بشه

 و عروس خانوم هم هی سر و گوشش بخاره و

 هوس مشت و مال و شیطونی بکنه اونوخ همه

 چی حَله …باز دوباره بادا بادا مبارکُ و گوشت

 ماهیچه و برنج سرریز و اتاق و رختخواب و دستمال

 کاغذی و عسل و جیگر و اخ و اوف….! ( این ماجرا

 ادامه دارد )

گل کاری از: شجائی| جمعه سوم مهر 1388 | 12:0 | + | موضوع: |

سلام به روح پاک استاد عبدالعلی مزاری  

ورزشکاران افغانستان،به شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری ادای احترام کردند

شنبه, 10 اسد 1388
منبع: مهدی مهرآئین- بامیان

DSC_8091 


دیروز پنجشنبه، طاق خالی مجسمه بودا یکبار دیگر از ابهت و شکوه همت بلند فررندان این مرزوبوم برخود بالید. بلند همتانی که در اوج قدرت از صلح می گفتند. دررزمگاه، متفقاً با رقیب شعار وحدت ملی سرمی دادند.و فقط درمقابل تندیس رهبر شهید شان کرنش می کردند. ورزشکاران رشته نیوفولکانتاک کاراته هشت ولایت افغانستان، متحدانه و متفقانه به احترام شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری، لباس رزم پوشیدند و به دو رتندیس ایشان حلقه زده، نمایشهای رزمی بی نظیری را اجراء کردندورزشکاران ولایات کابل، هرات، بدخشان، غزنی، سمنگان، بلخ، وردک و پروان به شمول ورزشکارانی ازطبقه اناث برای حصور در یک تورنمنت سه روزه که به یاد بود شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری دایر شده است، به بامیان آمده اند که در روز اول این مسابقات و در مراسم افتتاحیه، تمامی ورزشکاران به رسم احترام به خون پاک رهبرشهید استاد مزاری، به مقابل تندیس ایشان درتپه چونی رفته و بعد از ادای احترام، مارشی را به طرف جایگاه مراسم واقع میکانیزه زراعتی بامیان به راه انداختند. این ورزشکاران، درحالیکه پلاکارت هایی که عکسهای استاد مزاری در آن نصب شده بود را حمل می کردند، حین عبور ازمیان بازار بامیان مورد استقبال گرم مردم بامیان قرار گرفتند. آنچه که بیش ازهمه جلب توجه میکرد، پلاکارتهایی بود که برروی آنها نوشته شده (باتکیه برهمت بلند مزاری). و این کاملا مشخص می کرد که ورزشکارانی که اینچنین با غروربه طرف رزمگاه قدم میگذارند، پشت شان به خورشید گرم است. حضور ورزشکاران زن در این میان، از دیگر مواردی بود که تحسین هر بیننده ای را برمی انگیخت. استاد فرشته یکی از ورزشکارانی بود که به اجرای نمایشات فورم در دوبخش (گروهی و انفرادی) پرداخت. علی سینا ده ساله درحالی که عکس استاد شهید مزاری را در دست و لباس ورزشی برتن دارد، چنان مغرورقدم میگذارد که توجه هر بیننده ای را به طرف خود جلب می نماید.بعد از ظهر او موفق شد بعد ازمباره با دو حریف بزرگتر از خودش (یکی از غزنی 14 ساله و دیگری از وردک 15 ساله) مقام اول و مدال طلای وزنش را دریافت کند. این مسابقات به داوری استاد علی حسین حیدری (شیهان) دردو روز آینده نیزپیگیری خواهد شد. علی الرغم اینکه سه سال بیشتر از ظهور این ورزش رزمی نمی گذرد، افغانستان مدالهای طلای فراوانی را در این رشته به خانه آورده و در سطح بین المللی جایگاهی خوبی را تصاحب کرده است.


 


DSC_8045

 DSC_8198

 DSC_8048

DSC_8109

DSC_8118

DSC_8050

DSC_8055

DSC_8065

DSC_8069

DSC_8070

DSC_8071

DSC_8078

DSC_8081

DSC_8091

DSC_8093

DSC_8098

DSC_8102

DSC_8104

DSC_8129

DSC_8159

DSC_8217

DSC_8113

DSC_8223

 

 

گل کاری از: شجائی| جمعه شانزدهم مرداد 1388 | 19:7 | + | موضوع: |

اولین منازره ریاست جمهوری درتیلوزیون در افغانیستان از تیلوزیونی آریانا  

  • اولین منازره ریاست جمهوری درتیلویون در افغانیستان از تیلویونی آریانا
  •  

    برگیرفته شوده از سایت جوانان هزارستان

    گل کاری از: شجائی| جمعه بیست و نهم خرداد 1388 | 14:36 | + | موضوع: |

    انتخابات ریاست جمهوری را تبديل به محکمه ابتدایی دزدان، خاينان و جنایتکاران کنیم!  

    انتخابات ریاست جمهوری را تبديل به محکمه ابتدایی دزدان، خاينان و جنایتکاران کنیم!

     

      حمایت گسترده مردم از بشردوست

    تاکنون مدیران ده ها وبلاگ و وب سایت با نشر بنرهای تبليغاتی سایت کميته حمایت از بشردوست، حمايت خود را از نامزد مردمی نشان دادند./ تاکنون هيچگونه سند و گزارشی مبنی بر شرکت داکتر رمضان بشردوست و معاونان وی در سوء استفاده، اختلاس و شرکت در جنگ های داخلی و جنايات در افغانستان منتشر نشده است./ بشردوست در گفت و گو با کابل پرس پيروزی خود را در انتخابات با توجه به حمايت های گسترده مردمی حتمی دانست./ به همراه بخشی از اهداف رمضان بشردوست نامزد مستقل ریاست جمهوری

    جمعه 8 مه 2009

     

     

    کابل پرس: داکتر رمضان بشردوست که روز پنجشنبه ی گذشته با حضور در کميسيون مستقل انتخابات، به عنوان نامزد مستقل وارد رقابت های انتخاباتی شد، با انتشار بيانيه ای ضمن معرفی معاونان خود، کبوتر سپيد را که سمبول آزادی و صلح می باشد به عنوان نشان انتخاباتی انتخاب نمود. داکتر رمضان بشردوست با داشتن 24 هزار و 450 امضا از جانب هوادارانش، آقای محمد موسی بارکزی استاد انستیتوت زراعت کابل و خانم عفیفه معروف کارمند کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را به عنوان معاونان خود برگزيد. تاکنون هيچگونه سند و گزارشی مبنی بر شرکت داکتر رمضان بشردوست و معاونان وی در سوء استفاده، اختلاس و شرکت در جنگ های داخلی و جنايات در افغانستان منتشر نشده است. بشردوست می گويد معاونان وی اولاد این کشور می باشند که دست شان به خون مردم ، به غصب زمین ، خانه و پول مردم آلوده نیست.

    پيش از ورود رسمی رمضان بشردوست در انتخابات و پس از هزاران تن از شهروندان افغانستان با ملاقات حضوری، تلفن، فرستادن ايميل، پيام حمايت خود را از او در انتخابات رياست جمهوری اعلام نمودند. همچنين تعداد قابل توجهی از شهروندان با امضای نامه ی سرگشاده ی مردم افغانستان به رييس جمهور آمريکا و برحذر داشتن وی و دولتش از دخالت در انتخابات، پيشتيبانی خود را از بشردوست ابراز داشتند. پيش از حضور رسمی بشردوست در انتخابات نيز بيش از هزار تن نامه ی سرگشاده به اوباما را امضا کرده بودند.

    همچنين مدیران ده ها وبلاگ و وب سایت با نشر بنرهای تبليغاتی سایت کميته حمایت از بشردوست، حمايت خود را از نامزد مردمی نشان دادند. (پایین همين صفحه)

    داکتر بشردوست به کابل پرس گفته است که جنگ، آوارگی، فقر، خشونت، ظلم و بيداد بايد در افغانستان پايان يابد و با توجه به استقبال گسترده ی مردم از نامزدی وی در انتخابات افزود که مردم به درستی می دانند که چه کسانی به نفع آنان کار می کند و چه کسانی به نفع شخصی، گروهی و تنظيمی خودشان.

    داکتر بشردوست همچنين گفت که پيروزی خود را در انتخابات با توجه به حمايت های گسترده مردمی حتمی دانست.

    داکتر رمضان بشردوست همچنين در اعلاميه ای ديگر بخش هایی از اهداف و برنامه های خود را اعلام نمود. اهداف و برنامه های او بصورت طبقه بندی شدن و منظم در آينده ی نزديک منتشر خواهد شد. او همچنين از شهروندان خواسته است تا نظرات خود را ارسال دارند.

    کبوتر سپید سمبول آزادی و صلح، نشان انتخاباتی بشردوست است

    آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد:

    1: آوردن امنیت به هر قیمت و از بین بردن ریشه ها و عوامل جنگ

    2: محاکمه و گم کردن ظالمان و جنایتکاران از دولت

    3: ساختن و تربیه کوماندوی خاص برای از بین بردن دشمنان داخلی و خارجی

    4: پاک کردن اردو و پولیس از افراد خاین و غیر مسلکی

    5: پاک کردن ادارات دولتی از افراد غير مسلکی و رشوت خور

    6: تقرر تمام کارمندان دولت بر اساس تقوا، تعهد، تجربه و تخصص

    7: حداقل معاش 7000 افغانی ماهانه برای مولوی صاحبان، ملا امامان، معلمین و ماموران دولت و از بین بردن معاشات گزاف دالری و افغانی

    8: حداقل معاشات 5000 افغانی ماهانه برای خادمین مساجد شریف، معلولین، معیوبین، بازماندگان شهدا، مجاهدین، دی دی آر شده بیکار، متقاعدین، بیوه ها و اجیران

    9: توزیع زمین به عودت کنندگان، معلولین، معیوبین، بازماندگان شهدا، مولوی صاحبان، ملا امامان، معلمین، ژورناليستان، استادان، مامورین، اجیران و افراد نظامی دی دی آر شده و کمک برای ساختن خانه

    10: دادن حق اولویت به زراعت، صنعت و حفظ محیط زيست

    11: ساختن بندهای بزرگ ذخیره آب و زیر کشت بردن تمام زمین ها و دشت ها

    12: استفاده درست و مسلکی از معادن و منع مطلق استخراج معادن به نفع شخصی، قومی، تنظيمی/ ساختن فابریکه های(کارخانه)بزرگ تولیدی

    13: دادن برق، زمین و آب به همه مردم بخصوص به تولیدکنندگان زراعتی، صنعتی/ ساختن فارم های بزرگ زراعتی

    14: انکشاف متوازن اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی

    15: مصونيت همه جانبه ماليآتی، امنيتی و سياسی برای سرمايه گذاری بخصوص سرمایه گذاری توليدی

    16: ساختن سرک ها، بزرگ راه ها، ميأان های هوایی و راه آهن در سراسر کشور

    17: استفاده از توليدات داخلی و منع مطلق دامپينک، اختکار و انحصار

    18: بلند بردن مالیات بر واردات اموال و اجناس تجملی

    19: از بین بردن کانکور توسط ساختن پوهنتون ها (دانشگاه ها)، موسسات تعلیمات حرفه ای و ليليه ها در تمام ولايات و ولسوالی ها

    20: ريشه کن کردن بيسوادی از طريق تدوین برنامه ای ملی و همکاری خاص مولوی صاحبان، ملا امامان مساجد شریف، معلمان و استفاده از وسایل تدريسی مدرن

    21: اعمار و توسعه مکاتب ابتدایی، متوسطه و لیسه ها و نيز مدارس دینی در ولایات و ولسوالی ها

    22: بورس و بیمه صحی برای استادان، دانشجویان، متعلمین، معلولین و يتيمان محروم

    23: ايجاد همکاری و هماهنگی همه جانبه بین موسسات تعلیمی دولتی و خصوصی

    24: توجه جدی به کیفیت غذا و اتاق های لیلیه ها

    25: مجهز کردن مکاتب و مدارس دینی، فاکولته ها (دانشکده ها) با لابراتورا )آزمايشگاه)، اينترنت و کتابخانه

    26: تبدیل افغانستان مصرف کننده به افغانستان تولید کننده

    27: تهیه کردن تخم های اصلاح شده، کود کيميآوی، تراکتور و سایر وسایل مدرن زراعتی برای دهقانان

    28: ساختن گدام های بزرگ ذخیره حبوبات و میوه جات

    29: ایجاد مارکت ها (بازارها) و زمینه سازی برای فروش میوه جات

    30: از بين بردن مالیات گزاف و غیر اقتصادی

    31: از بین بردن مالیات بر صادرات افغانستان

    32: تامین و تمین منافع ملی افغانستان تنها معیار دوستی و دشمنی با کشورهای همسایه و جهان

    33: حل کردن مشکلات ویزا و تمدید آن برای محصلین، تاجران و مهاجرین

    34: جلوگيری از حيف و ميل کمک های جامعه بين المللی

    35: تعدیل یا لغو معاهدات و میثاق های مخالف منافع ملی افغانستان بخصوص در مورد مهاجرین، آب و معادن با استفاده از امکانات حقوق بين الملل

    36: دفاع از حقوق اتباع افغانستان مقيم خارج از کشور (مهاجر، محصل، تاجر، سیاح و..)

    37: از بین بردن هر توع تبعیض، ظلم و خشونت بخصوص علیه کودکان و زنان

    38: احترام مطلق حقوق، کرامت انسانی و ملی تمام اتباع افغانستان بدون کمترين ملاحظات قومی، زبانی، نژادی، جنسی، منطقوی، ايدئولوژيکی، مذهبی و ...

    39: تضمين و تشويق ابتکار فردی و جمعی در بخش های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی

    40: تامین، تضمين و رشد آزادی های سیاسی ، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و همچنين آزادی بيان / مبارزه جدی با بی بند و باری

    41: توسعه و رشد فعالیت های ورزشی بخصوص در مکاتب، ليسه ها، پوهنتون ها (دانشگاه ها) و باشگاه های (کلب های) ورزشی

    42: ساختن استديوم های (ورزشگاه ها) بزرگ برای مسابقات ملی و بين المللی و توزيع زمين برای قهرمانان ورزشی کشور

    43: اعمار کلينيک ها و شفاخانه ها در ولسوالی ها و ولايات

    44: فعال نمودن و رشد بيمه ها صحی و حوادث طبيعی و غير طبيعی

    45: تاسیس و تشکيل محکمه خاص سیار برای حل و فصل عاجل مشکلات حقوقی مربوط به غصب زمين، خانه و...

    47: تغييرات اساسی در ساختار دولت

    48: تعديلات بنيادی در قانون اساسی

    49: منع معاشات گزاف، موترهای لوکس، موبل و فرنيچر قيمت بها در ادارات دولتی

    50: منع مطلق تنقيص کارمندان دولتی

    51: دادن حق اولويت کار برای کارگران و متخصصین افغانی

    52: پرداخت هزينه کورس های خصوصی برای شاگردان بی بضاعت و نادار

    داکتر رمضان بشردوست با 24 هزار و 450 رای و کبوتر سپید رسما وارد رقابت های انتخابات ریاست جمهوری شد!

    داکتر بشردوست: معاونین من اولاد این کشور میباشند که دست شان به خون مردم ، به غصب زمین ، خانه و پول مردم آلوده نیست.

    پنج شنبه 7 مه 2009


    اخبار و گزارش های مربوط به انتخابات رياست جمهوری افغانستان در سال 1388 را قدم به قدم در کابل پرس بخوانيد

    بشردوست، مردمی ترين انتخاب!

    يكشنبه 22 مارس 2009, نويسنده: کامران میرهزار

    چگونه از رمضان بشردوست حمايت کنيم؟

    داکتر رمضان بشردوست بارها اعلام کرده است که فقط کمک های مردمی را می پذيرد. برای کمک به داکتر رمضان بشردوست از دو طريق می توان وارد شد.

    کمک های مالی:

    داکتر بشردوست برای برپایی يک کمپاين گسترده در زمان تبليغات نياز به کمک مالی شهروندان افغانستان دارد. برای کسانی که در خارج از افغانستان زندگی می کند ارسال مثلا صد دالر آمريکايی کار چندان سختی نيست. اما جمع شدن اين کمک ها می تواند کمک شایانی به برگزاری کمپين آينده ی انتخابات کند.

    شماره حساب داکتر رمضان بشردوست:

    Beneficiary: Ramazan Bashar Dost

    Account number: 0505701000461618 AFN

    SWIFT CODE: AFIBAFKA

    Account with: Afghanistan international Bank (AIB ) Intermediate Bank: Commerz Bank

    SWIFT CODE: COBADEFFXXX Account no: 400870105400 USD

    شهروندانی که کمک مالی به حساب آقای بشردوست ارسال می کنند، بهتر است يک ايميل نيز به ايشان و يا کميته ی دفاع از ايشان ارسال کنند:

    ايميل داکتر بشردوست : bashardost@bashardost.org

    ايميل کميته ی حمايت از داکتر رمضان بشردوست: info@ramazanbashardost.com

    کمک برای برگزاری کمپاين:

    شهروندان افغانستان در گوشه گوشه ی افغانستان و جهان می توانند برای کمک به داکتر رمضان بشردوست برای برگزاری کمپاين کمک کنند. در کنار راهنمايی، نظرات و پيشنهادات برای برگزاری هر چه بهتر کمپاين، افراد می توانند در شناسایی داکتر بشردوست به سایر افراد اقدام نمايند.

    دست در دست يکديگر و با حمايت از داکتر بشردوست، انتخابات ریاست جمهوری را تبديل به محکمه ابتدایی دزدان، خاينان و جنایتکاران کنیم!

    سایت کميته ی حمايت از داکتر رمضان بشردوست

    سایت شخصی داکتر رمضان بشردوست


    پيوند (لينک) دادن به سایت انترنتی کمیته ی حمایت از داکتر رمضان بشردوست

    اگر شما سایت انترنتی يا وبلاگ داريد، می توانيد يکی از تصاويری را که مناسب با طراحی سایت و يا وبلاگ شما می باشد را انتخاب کرده و با دادن پيوند (لينک) به سایت کميته، حمايت خود را از داکتر رمضان بشردوست نشان دهيد. معمولا سایت ها و وبلاگ ها روش های مختلفی برای نشر تصاوير دارند. شما می توانيد مستقيم تصاوير زير را ذخيره کرده وسپس منتشر کنيد و يا اينکه با قرار دادن کدهای مربوط به هر تصوير در صفحه ی وب خود، آن را نمايش دهيد. دريافت کد تصاوير

    Dr. Ramazan Bashardost

    Dr. Ramazan Bashardost

    Dr. Ramazan Bashardost

     

     

    برگیرفته شده از سایت استاد داکتر رمضان بشر دوست

    http://www.ramazanbashardost.com/

    گل کاری از: شجائی| جمعه بیست و نهم خرداد 1388 | 14:27 | + | موضوع: |

    بیاید برادران و خواهران ملت غیور افغانستان سرنوشت خودی مان را با دستهای خود رقم بزنیم  

    صفحه ی نخست > انتخابات > داکتر رمضان بشردوست: کمر خود را بسته و آستین خود را بر زده تا مردم افغانستان را از شر (...)

    داکتر رمضان بشردوست: کمر خود را بسته و آستین خود را بر زده تا مردم افغانستان را از شر کرزی خلاص کنم

    داکتر رمضان بشردوست در یک مصاحبه مطبوعاتی در خیمه ملت گفت که کمر خود را بسته و آستین خود را برزده تا مردم افغانستان را از شر کرزی خلاص کند. وی از مردم خواست که بدون دالر ، کلدار و تومان اما با انگیزه و ایمان کمپاین محمدی را شروع کنند ،مسجد، خانه ، دکان، سماوار ، رستورانت و شرکت خود را دفترکمپاین ریاست جمهوری بسازند.

    چهار شنبه 17 ژوئن 2009



    اينجا را کليک کنيد و اين صفحه را به دوستان تان بفرستيد;

    داکتر رمضان بشردوست به تاریخ ۲۵ جوزا ۱۳۸۸در یک مصاحبه مطبوعاتی در خیمه ملت گفت که کمر خود را بسته و آستین خود را برزده تا مردم افغانستان را از شر کرزی خلاص کند. وی از مردم خواست که بدون دالر ، کلدار و تومان اما با انگیزه و ایمان کمپاین محمدی را شروع کنند ،مسجد، خانه ، دکان، سماوار ، رستورانت و شرکت خود را دفترکمپاین ریاست جمهوری بسازند.

    داکتر بشردوست گفت شعار اصلی من در این کمپاین بدلون ، تغییر، اوزگریش است.

    وی یاد آوری کرد که از کمکهای مردم که در ویب سایت منتشر شده موتری فلن کوچ خریده و نام آنرا کرزی کوچ گذاشته است.

    داکتر رمضان بشردوست مصمم است که به تمام ولایات سفر کرده و با مردم از نزدیک ملاقات کند.

    صفحه ی جديدی از هواداران بشردوست در فيس بوک

    هواداران بشردوست در اینترنت!

    بشردوست در گفت و گویی با کابل پرس ضمن قدردانی از هوادارانش گفته است که شهروندان افغانستان در گوشه گوشه ی اين خاک باید در تغيير دادن سرنوشت خود سهیم شوند. او تاکيد کرده است که فقط با اتکا به حمایت مردم وارد رقابت های انتخابات رياست جمهوری شده و اينبار باید ثابت شود وقتی اراده ی مردمی باشد، می توان تغيير بوجود آورد.

    دو شنبه 25 مه 2009, نويسنده: کابل پرس

    کابل پرس: داکتر رمضان بشردوست در گفت و گویی با کابل پرس ضمن قدردانی از هوادارانش گفته است که شهروندان افغانستان در گوشه گوشه ی اين خاک باید در تغيير دادن سرنوشت خود سهیم شوند. او تاکيد کرده است که فقط با اتکا به حمایت مردم وارد رقابت های انتخابات رياست جمهوری شده و اينبار باید ثابت شود وقتی اراده ی مردمی باشد، می توان تغيير بوجود آورد.

    داکتر بشردوست از نويسندگان، شاعران، هنرمندان، روزنامه نگاران و روشنفکران خواسته است که بدون در نظرداشتن مذهب، نژادو زبان به جریان مردمی بپيوندند که تغيير، آزادی و برابری می خواهند. او می گويد با احترام و اعتقاد و همراهی با اراده ی مردم باید با نابرابری و ظلم مقابله کرد.

    در اين روزها شهروندان افغانستان از نقاط مختلف افغانستان، پير و جوان، زن و مرد با مراجعه مستقيم به "خيمه ی ملت" مقابل پارلمان افغانستان و نيز با فرستادن پيام و تلفون حمایت خود را از بشردوست اعلام می کنند. داکتر رمضان بشردوست می گويد نويسندگان، شاعران، هنرمندان، روزنامه نگاران و روشنفکران باید مسئولانه با اين خواست مردم برای عدالت و برابری و آزادی همراه شوند.

    چندی پيش داکتر رمضان بشردوست با انتشار فهرستی از حمايت کنندگان مالی خود که مردم افغانستان می باشند، به عنوان اولين نامزد انتخابات رياست جمهوری خواستار شفافيت مالی شد. شهروندان افغانستان بويژه آن هایی که در خارج از کشور هستند و توان کمک های مالی دارند، با فرستادن کمک ها خود، در اين امر سهم داشته اند.

    از سوی ديگر طرفداران بشردوست بصورت خودجوش روی اينترنت دست به فعالیت های قابل توجهی زده اند و علی رغم عدم افزايش چشمگير اينترنت در افغانستان، فعاليت طرفداران داکتر رمضان بشردوست -تنها نامزدی که با بيش از ده هزار امضا و شماره کارت رای دهی هوادارانش در انتخابات شرکت کرده - افزايش چشم گيری داشته است. داکتر رمضان بشردوست با 24 هزار و 450 رای و کبوتر سپید، روز هفتم ماه می سال روان رسما وارد رقابت های انتخابات ریاست جمهوری شد!

    تاکنون حدود پنجاه و چهار سایت اينترنتی و وبلاگ، با انتشار عکس های تبليغاتی داکتر رمضان بشردوست و فرستادن لينک به سایت کميته ی حمایت از ايشان، حمايت خود را از نامزدی وی اعلام کرده اند.

    در همين حال ده ها تن از شهروندان افغانستان بصورت خودجوش با استفاده از عکس ها و برنامه های داکتر بشردوست، پوسترهای تبليغاتی طراحی کرده و به دوستان و آشنایان خود ارسال می کنند. مردم در افغانستان بويژه کابل نيز عکس های داکتر رمضان بشردوست را در مکان های شخصی خود مانند دوکان و موتر نصب کرده و با اين شکل حمايت خود را از مردمی ترين چهره ی سیاسی امروز افغانستان ابراز می دارند.

    طرفداران داکتر رمضان بشردوست همچنين با راه اندازی شبکه های ويدئویی در سایت هایی مانند يوتيوب، اقدام به نشر ويدئوهای داکتر رمضان بشردوست کرده و حتا آنان خود با استفاده از عکس های داکتر بشردوست و نشانه های ملی وموسیقی های محبوب، در معرفی بيشتر ديدگاه ها و آرای مردمی ترين نامزد انتخابات رياست جمهوری افغانستان همراه شده اند.

    هواداران داکتر رمضان بشردوست همچنين اقدام به گروه های دفاع از ايشان در سایت هایی مانند فيس بوک کرده اند. در فيس بوک گروه های مختلفی در حمايت از بشردوست تشکيل شده و علی رغم اينکه کاربران افغانستان اين شبکه ی اجتماعی بسیار کمتر از سایر کشورهاست اما تاکنون حدود هزار و يکصد تن از کابران اين شبکه به جمع هواداران بشردوست پيوسته اند.

    بيش از دو هزار تن نيز با امضاینامه ی مردم افغانستان به رييس جمهور آمريکا باراک اوباما ضمن برحذر داشتن وی و دولتش از حمايت از ناقضان حقوق بشر، جنگ سالاران، قاچاقچيان مواد مخدر و دزدان دارایی های همگانی، حمايت قاطع خود را از مردمی ترين چهره ی رقابت های انتخاباتی افغانستان اعلام داشته اند.

    شهروندان افغانستان اين نامه را بصورت اينترنتی امضا کرده و پس از امضا ، نامه ی آنان به صورت خودکار به آدرس های ايميل مقامات کاخ سفید، از جمله رييس جمهور، معاون وی، وزير امور خارجه، سفارت اين کشور در کابل و همچنين اتحاديه ی اروپا، سفارتخانه های انگلستان، ژاپن، نروژ، آلمان، فرانسه و ايتاليا و چند سازمان بين المللی مانند سازمان ملل فرستاده می شود.

    اينجا را کليک کرده و اين نامه را امضا کنيد

    اخبار و گزارش های مربوط به انتخابات رياست جمهوری افغانستان در سال 1388 را قدم به قدم در کابل پرس بخوانيد

    بشردوست، مردمی ترين انتخاب!

    يكشنبه 22 مارس 2009, نويسنده: کامران میرهزار

    چگونه از رمضان بشردوست حمايت کنيم؟

    داکتر رمضان بشردوست بارها اعلام کرده است که فقط کمک های مردمی را می پذيرد. برای کمک به داکتر رمضان بشردوست از دو طريق می توان وارد شد.

    کمک های مالی:

    داکتر بشردوست برای برپایی يک کمپاين گسترده در زمان تبليغات نياز به کمک مالی شهروندان افغانستان دارد. برای کسانی که در خارج از افغانستان زندگی می کند ارسال مثلا صد دالر آمريکايی کار چندان سختی نيست. اما جمع شدن اين کمک ها می تواند کمک شایانی به برگزاری کمپين آينده ی انتخابات کند.

    شماره حساب داکتر رمضان بشردوست:

    Beneficiary: Ramazan Bashar Dost

    Account number: 0505701000461618 AFN

    SWIFT CODE: AFIBAFKA

    Account with: Afghanistan international Bank (AIB ) Intermediate Bank: Commerz Bank

    SWIFT CODE: COBADEFFXXX Account no: 400870105400 USD

    شهروندانی که کمک مالی به حساب آقای بشردوست ارسال می کنند، بهتر است يک ايميل نيز به ايشان و يا کميته ی دفاع از ايشان ارسال کنند:

    ايميل داکتر بشردوست : bashardost@bashardost.org

    ايميل کميته ی حمايت از داکتر رمضان بشردوست: info@ramazanbashardost.com

    کمک برای برگزاری کمپاين:

    شهروندان افغانستان در گوشه گوشه ی افغانستان و جهان می توانند برای کمک به داکتر رمضان بشردوست برای برگزاری کمپاين کمک کنند. در کنار راهنمايی، نظرات و پيشنهادات برای برگزاری هر چه بهتر کمپاين، افراد می توانند در شناسایی داکتر بشردوست به سایر افراد اقدام نمايند.

    دست در دست يکديگر و با حمايت از داکتر بشردوست، انتخابات ریاست جمهوری را تبديل به محکمه ابتدایی دزدان، خاينان و جنایتکاران کنیم!

    سایت کميته ی حمايت از داکتر رمضان بشردوست

    سایت شخصی داکتر رمضان بشردوست


    پيوند (لينک) دادن به سایت انترنتی کمیته ی حمایت از داکتر رمضان بشردوست

    اگر شما سایت انترنتی يا وبلاگ داريد، می توانيد يکی از تصاويری را که مناسب با طراحی سایت و يا وبلاگ شما می باشد را انتخاب کرده و با دادن پيوند (لينک) به سایت کميته، حمايت خود را از داکتر رمضان بشردوست نشان دهيد. معمولا سایت ها و وبلاگ ها روش های مختلفی برای نشر تصاوير دارند. شما می توانيد مستقيم تصاوير زير را ذخيره کرده وسپس منتشر کنيد و يا اينکه با قرار دادن کدهای مربوط به هر تصوير در صفحه ی وب خود، آن را نمايش دهيد. دريافت کد تصاوير

    Dr. Ramazan Bashardost

    Dr. Ramazan Bashardost

    Dr. Ramazan Bashardost

    اخبار و گزارش های مربوط به انتخابات رياست جمهوری افغانستان در سال 1388 را قدم به قدم در کابل پرس بخوانيد

    صفحه ی نخست > انتخابات > داکتر رمضان بشردوست: کمر خود را بسته و آستین خود را بر زده تا مردم افغانستان را از شر (...)

    از آدرس های زیر کابل پرس را ببينيد:

     

     حامد کرزی دات کام

    www.hamedkarzai.com

    کریم خرم دات کام

     www.karimkhoram.com

     

     چگونه با فیلتر کابل پرس در افغانستان مبارزه کنیم؟

     راه های آسان برای عبور از فیلتر و دسترسی به کابل پرس (راهنما) 

     

     

    و هم چنین از پستر هایی داکتر رمضان بشر دوست دیدن کنیم

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    گل کاری از: شجائی| پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 | 14:50 | + | موضوع: |

    حکایت از امام علی (ع)  

    مراقب افکارت باش که گفتارت می شود

    مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود

    مراقب رفتارت باش که عادت می شود

    مراقب عادتت باش که شخصیت می شود

    مراقب شخصیت باش که سرنوشتت می شود

                           امام علی (ع)

    گل کاری از: شجائی| پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 | 17:33 | + | موضوع: |

    سال نو را برای تمام هموطنام عزیز تبریک وتهنیت عرض مکنم  

                                      <<بنام خدا>>

    یا مقلب القلوب والابصار                  یا مدبر اللیل والنهـــــار

    یا محول الحول و الا حوال                   حول حالنا الی احسن الحال

     بیا ما چنــد کسی با هم بسازیم

    چو شادی کم شود با غم بسازیم

    اگر دریا شود آتش بنـــــــــــوشیم

    وگر زخمی رســــد مرحم بسازیم

                                                 بیا تا عاشقی از ســــــر بگیریم

                                                جهان خــــــــــاک را در زر بگیریم

                                                بیا تا نو بهار عشق با شـــــــــیم

                                                نسیم از مشک و عنـــــبر بگیریم

    بیا تا قدر یک دیــــــــــــــگر بدنایم

    که تا ناکه ز یکدیـــــــــــگر نمانیم

    غرضها تیـــــــــره دارد دوستی را

    غرضها را چـــــــــــرا از دل نرانیم

                                             بیا با هم سخن از جان بـــــگویم

                                             ز گوش چشمها پنهان بـــــــگویم

                                             بسان عقل اول ســــــــــــر عالم

                                             دهان بر بسته تا پایان بـــــــگویم

    با سلام

    فرارسیدن سال نو و عید سعید باستانی نوروز را تبریک و تهنیت عرض کرده و سالی همراه با سلامتی .

    موفقیت و شادی از خداوند منا ن برای تمام هموطن در سراسر جهان مسئلت می نمایم

     

    گل کاری از: شجائی| شنبه یکم فروردین 1388 | 10:51 | + | موضوع: |

    استاد رمضان بشر دوست  

    گل کاری از: شجائی| جمعه بیست و سوم اسفند 1387 | 11:18 | + | موضوع: |

    تاریخ بامیان  

    جغرافیای تاریخی بامیان

    باميان

    نويسنده: غلامرضا جاويدي

    آنان مردمانی پر منش بودند
    بناهای بلند بر آوردند و اسرار آسمان را ستودند
    بسی راهها زیر پا نهادند و بسا رازها پیمودند
    دنیای درون را کاویدند واز جان به جهان رسیدند


    «جغرافیا تاریخ را می سازد.انسانها فقط کمی رنگ و لعاب به آن اضافه می کنند.» جیسون الیوت سیاح و سفرنامه نویس این عبارت خاص را در مورد افغانستان به کار برده است و در واقع؛در میان تمام کشورهای کره زمین این گفته درباره افغانستان به حقیقت نزدیکتر است.
    جغرافیای تاریخی (Historical Geography):
    آگاهی از اوضاع و احوال شهرها و آبادیهادر گذشته و تاریخ شهرهائی که سالیان دراز در مقابل تند باد حوادث مقاومت کرده اند و اکنون نیز پایدار هستند،موضوع دانش شیرینی را تشکیل می دهد که جغرافیای تاریخی نامیده می شود.واضح و مبرهن است که هر کشوری که دارای گذشته تاریخی طولانی باشد؛جغرافیای تاریخی آن مفصلتر و دامنه تحقیق درآن گسترده تر می باشد.یافتن جغرافیای تاریخی سرزمینها از دو راه صورت میگیرد:
    1. مراجعه به کتابهای تاریخی قدیمی : هر کتاب جغرافیائی، در هر عصری نوشته شود؛نشان دهنده اوضاع جغرافیائی همان دوره است و از مقایسه کتابهای مختلفی که در زمانهای مختلف درباره جغرافیای ناحیه ای به خصوص نگارش یافته باشد،جغرافیای تاریخی همان ناحیه را می توان تنظیم کرد.به قول افلاطون : ((از زمانی که شهرها به وجود آمده و مردم در آن زندگانی کرده اند ،هزاران شهر به وجود آمده و به همین مقدار نیز از میان رفته اند.گاهی یک شهر از صورت شهری بزرگ به شهری کوچک و گاه بالعکس تبدیل شده است.)).

    اصولاًعوامل جغرافیائی نقش اساسی در شکل گیری حوادث تاریخی داشته وهمین امر باعث شده تا از گذشته تا به امروز تاریخدانان به عوامل جغرافیائی به عنوان یک زمینه و عامل برای شکل گیری حوادث تاریخی توجه و دقت کنندو ما می بینیم که بسیاری از نویسندگان بزگ گذشته کتاب یا کتابهای درباره جغرافیای سرزمینها داشته اند.به عنوان مثال می توان به کتابهای :صورةالارض از ابن حوقل،المسالک و الممالک از ابن خردادبه،مسالک و ممالک از استخری،فتوح البلدان از بلاذری،البلدان یعقوبی ،جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی از لسترنج و....اشاره کرد.
    2. راه دوم که امروزه در مطالعات تاریخی نقش اساسی دارد ،بررسی میدانی و کاوشهای باستان شناسی است.از طریق کاوشهای باستان شناسی می توان با قطعیت به جغرافیای تاریخی سرزمینها پی برد و صحت گفته های مورخان و جغرافی نویسان قدیم را تعیین کرد.
    کشورهای نظیر ایران،افغانستان،مصر،یونان و...که هر یک دارای پشینه ای کهن در مدنیت وزندگانی انسانی می باشند،و در واقع اولین جرقه های شهرنشینی در این مناطق به وجود آمده،به لحاظ جغرافیای تاریخی از اهمیت شایانی بر خوردار هستند وشاهدیم که در بسیاری از کتب قدیمی جغرافیائی و تاریخی به مناطق مختلف این سرزمینها اشاره شده؛وبه نقش و اهمیت آن در روزگاران مختلف پرداخته اند.(چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی(
    بامیان به عنوان یکی از شهرهای کهن ،که اسرار و رموز تاریخی بسیاری را در خود نهفته دارد ؛از این امر مستثنا نبوده ودر بسیاری از کتب به نام این شهر اشاره شده است و به جایگاه و اهمیت آن در گذشته پرداخته اند.

    جغرافیای تاریخی بامیان:
    پیش از اسلام:
    بامیان در میان دامنه های مرکزی دو سلسله جبال بزرگ یعنی هندوکش و بابا که بین خطوط ۶۷ درجه و ۲۹ دقیقه و۴۱ ثانیه طول شرقی و ۳۴ درجه و ۳۳ دقیقه و ۲۲ثانیه عرض شمالی قرار دارد،واقع شده است.از بامیان در ادبیات پهلوی(فارسی میانه)به نام بامیکان یاد شده است،که به معنای درخشان و روشن می باشد.(۱)به واقع بدلیل نزدیکی بلخ به بامیان ،بلخ را،بلخ بامی می گفتندو بامیک صورت پهلوی بامی(به معنی درخشیدن) است.(۲)*محققان بر این عقیده هستند که حرف «ک»در دوره های بعد تبدیل به«ی»شده است.در سده اول میلادی برای نخستین بار در تاریخ «یانج هو»تاریخ نگار چینی نام بامیان را به صورت «هانج»و یا «هان»بکار برده است و سپس زائر چینی هیوان تسانگ برای اولین بار موقعیت و تاریخ بامیان را ثبت کرده است و پس از وی در ادبیات و مآخذ چین بامیان با نام «فان یانگ» و یا «فان یان»خوانده شده است که این نام نزدیک به تلفظ امروزی بام یان«بامیان»است.(۳)
    به هنگام عبور هیوان تسانگ از بامیان،کیش بودائی در این منطقه رواج کامل داشته است ،و بدلیل مجاورت با هند معماری صخره تراشی(از حدود ۵۰ق.م تا حدود ۷۰۰م بودائیان در هند به معماری صخره تراشی روی آورده بودند.)نیز به این سامان راه یافته بوده ،که نمونه بارز آن تندیسهای عظیم بودا است(متاسفانه این مجسمه ها در سال ۱۳۷۹ه.ش به طور کامل تخریب گردید.) ووجود این تندیسها سبب شگفتی هیوان تسانگ شد.(۴)در مغرب زمین برای اولین بار«تامس هید»(thomas hyde)خاور شناس انگلیسی در ۱۷۰۰ میلادی از آن یاد کرده است.(۵)
    بامیان به گفته هیوان تسانگ:«از مشرق به مغرب حدود دو هزار لی(۶)طول داردو در بین کوههای پر از برف واقع است.اهالی آن در قریه های کوچک که بعضی در صخره های کوه و برخی در میان دره ها می باشند زندگی می کنند.پایتخت فان ین نا(بامیان)(۷( به گفته هیوان تسانگ در بالای دو کوهی که مقابل یکدیگر واقع هستند،آباد گردیده است.در وسط این دو کوه دره شادابی قرار دارد.این شهرکه شش تا هفت لی طول دارد،از طرف شمال برفراز کنده های(۸)بس عمیق و پر نشیب و در بالای صخره های بلند و دیوار مانندی قرار دارد،گندم در آنجا خیلی بی وقت به عمل می آید و به سبب سردی هوا میوه و گل کم است.چراگاههای سبز و وسیع دارد،که در آن بز و گوسفند ،گاو و اسب می چرند.مردم آنجا عرف و عادات درشت و خشن دارند و البسه چرمی و پشمی می پوشند،قوانین،خط و کتابت و مسکوکات آنها که در داد وستد رواج دارد ؛مانند مملکت تون هولو یا تخار می باشد.زبان این دو منطقه کمی با هم فرق دارد،مگر در چهره شبیه هم می باشند.عقیده و ایمان ایشان نسبت به همسایگان راسختر است...»(۹)
    به استناد کتب تاریخی، بامیان تازمان حملات مغول از اهمیت و اعتبار شایانی برخوردار بوده است،چرا که در مسیر تجارتی با هند قرار داشته است.در دوره سامانیان و غزنویان ،بامبان نیز جزو مراکزی بوده که در آن ضرب سکه این حکومتها در آن انجام می شده است.(۱۰)گر چه به گفته یاقوت در معجم البلدان بامیان قبل از شکل گیری این سلسله ها(سامانی و غزنوی) بدست یعقوب لیث صفاری ویران گردیده است!(ازمیان مورخان و جغرافیا نویسان ،وی تنها این موضوع را در کتابش آورده است.(
    بامیان کهن در میان یکی از تنگه های کوهستان نور واقع شده بود و چون فضائی که شهر را در آن ساخته اند چندان وسعتی ندارد،به نظر می رسد که شهر بسیار بزرگی نبوده و گویا تنها مرکز دینی بوده است.(۱۱)
    پس از اسلام:
    امادر کتب جغرافیائی نویسندگان مسلمان درتوصیف شهر بامیان آمده است: ابن حوقل در صورةالارض میگوید:«بامیان وسعتی به اندازه یک سوم بلخ دارد.شهر بامیان بارو نداردوبر کوه است و در نواحی آن رودی بزرگ جاری می شود و از آنجا به غرجستان می رسد.میوه و باغ نداردو میوه آنرااز ارسف و جاهای دیگر آرند.در سرزمین بامیان شهری جز بامیان بر کوه نیست و همه چشمه و درخت و میوه دارند.بامیان شهر ثروتمندی است و تجارت برتر دارد ،زیرا در دهانه هند قرار دارد.این شهر در زمان البتکیسن که در ۳۵۵ه.ق بدانجا آمد و آنجا را لشکر گاه ساخت،دگرگون شد.»(۱۲)
    به عقیده حمدالله مستوفی بامیان از اقلیم چهارم بوده و هوایش سرد است ودر عهد مغول ویران گردید.(۱۳(
    یعقوبی بامیان را از شهرهای تخارستان و مضافات بلخ می داند و می نویسد:«از کوه بامیان چشمه های آبی بیرون می آید و از آنها رودخانه ای به مسافت یک ماه تا قندهار و از دره دیگر به مسافت یک ماه تا سیستان می رود و نهر دیگری در طول سی روز راه تا مرو جریان دارد و نهر دیگر در طول دوازده روزراه تا بلخ و نهر دیگر در طول ۴۰ روز راه تا خوارزم می رود،و همه این نهرها از کوه بامیان در اثر ارتفاعی که دارد بیرون می آید و در آن معادن مس و قلع و جیوه وجود دارد.»(۱۴)
    شیروانی می نویسد:«ولایتی است از تخارستان از اقلیم رابع میان بلخ و کابل،ضحاک آنرا بنا نمود،در زمان ملوک غور به غایت معمور بوده،چنگیز خان خرد و کلان آن مکان را قتل فرمود....در آن دیار اشتهار دارد که عمارات آن شش هزار خانه است و در کوه تراشیده اند و مانند آن عمارات اصحاب قدرت اتمام گردانیدن در غایت صعوبت و در کمال اشکال است و چند صورت دیگر به شکل انسان تراشیده ،من جمله دو هیکل بزرگ که به صورت مونث و مذکر آنرا ظاهر گردانیده اند.مذکر آن موسوم به «صلصا ل» و مونث آن «بشمار»بر وضع مرغوب کنده اند.طول هر یک شصت ذرع و عرض آن شانزده ذرع....معدن فلزات نفیسه و نباتات غریبه و عقاقیر عجیبه در آن دیار است.»(۱۵)
    با کمی دقت و تأمل در نوشته های بالا می توان فهمید که بامیان از جهت اقتصادی، داشتن و وجود معادن غنی حائز اهمیت بوده است.وجود معادن سرب،مس،قلع،جیوه و یاقوت در بامیان توسط اکثر جغرافیا نویسان عرب ذکر و تأئید شده است. پس از حمله مغول ؛بامیان هرگز نتوانست به روزهای گذشته خویش بازگردد.رفته رفته نام این شهر؛ به افسانه ها می پیوست ،دیگر کسی از این شهر حرفی به میان نمی آمد،چرا که آنرا شهر نفرین شده یا ملعون میخواندند.(۱۶)در دوران معاصر نیز، با وجود جاذبه های توریستی فراوان در این منطقه ،به علت سیاستهای غلط و تبعیضی رژیمهای وقت بامیان همجنان جزو ناشناخته ترین و محرومترین ولایات کشور محسوب می شود.این امر به گونه ای بود که تا زمانی که تندیسهای عظیم بودا ویران نگردید ،شاید عده فراوانی در اقصا نقاط دنیا ازوجود این مجسمه ها وشهری به نام بامیان اطلاعی نداشتند.
    به هر حال این توصیفی بود از زبان جغرافیا نویسان و مورخان قدیم درباره بامیانی که روزگاری محل آمد و شد انسانهای بی شماری از زائرو تاجر گرفته تا گدا و مسکین و فقیر،از صاحبان قدرت گرفته تا محکومانی که تنها گناهشان دفاع از سرزمین خویش بوده، است.انسانهائی که زمانی این شهر و زیبائیهای آنرا بوجود آوردند؛ نمی دانستند که هم نوعانشان،آیندگانشان ،جانشینانشان آنرا به خرابه مبدل خواهند کرد.



    پی‌نوشتها:
    ۱-فرهنگ لغات شاهنامه،ص۵۸
    ۲-فرهنگ ایران باستان،پورداوود،ص۳۰۴
    ۳-جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون،الهامه مفتاح،پژوهشگاه علوم انسانی،۱۳۷۶،ص۲۸۶وص۲۸۷
    ۴-تاریخ ایران ج۳قسمت۲،تحقیق دانشگاه کمبریج،امیر کبیر،ص۴۰۳
    ۵-همان،ص۴۰
    ۶-یک لی چینی برابر یک چهارم ورست و هر ورست معادل ۰۶/۱کیلومتر است.
    ۷-افغانستان بعد از اسلام،عبدالحی حبیبی،ص۲۶
    ۸-کند به فتح ک وسکون نون و دال به معنی گودال است.
    ۹- جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون،ص۲۸۷به نقل از یاورسکی،سفارت روسیه تزاری،ص۸۲
    ۱۰- تاریخ ایران ،ج۴،دانشگاه کمبریج،امیر کبیر،ص۳۲۴تاص۳۲۸
    ۱۱-جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون،ص۲۸۹
    ۱۲-صورةالارض،ابن حوقل،ترجمه جعفر شعار،تهران،۱۳۴۵،ص۱۸۳تا ص۱۸۶
    ۱۳-نزهة القلوب،حمدالله مستوفی،به اهتمام دبیر سیاقی،تهران،۱۳۳۶،ص۱۹۱
    ۱۴-البلدان،یعقوبی،ترجمه ابراهیم آیتی،تهران،۱۳۵۶،ص۶۴وص۶۵
    ۱۵-حاجی زین العابدین شیروانی،ریاض السیاحه،تصحیح اصغر حامد ربانی،تهران،۱۳۳۹،ص۱۵۲
    ۱۶-چنگیز خان پس از خراب کردن طالقان از هندوکش گذشت و بامیان را محاصره نمود.در این محاصره پسر جغتای موسوم به «موتوجن»که نوه عزیز کرده چنگیز خان بود به قتل رسید.جهانگشای مغول در موقع صرف غذا خبر قتل نوه عزیز کرده اش را به جغتای دادو به نام یاسا او را از گریستن منع کرد؛ولی عزاداری خونینی به عمل آورد.هیچ چیز به عنوان غنیمت نگرفت ،یعنی هر چه بود نیست کرد،هیچ اسیری نگرفت،«هر ذیروحی را بی جان ساخت.»سرزمینی را که در آن شهر بامیان بنا شده بود را به نام،«ماووبالیغ»(شهر ملعون)نامید.
    امپراتوری صحرا نوردان،رنه گروسه،ترجمه عبدالحسین میکده،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران،۱۳۷۹،ص۳۹۷

     

     

    گرفته شده از سایت

    http://afghanistanhistory.net

    گل کاری از: شجائی| دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 | 14:53 | + | موضوع: |

    بودایی بامیان  

    وبلاگ معلوماتی هزارستان

     

    علی هوشمند

    تمدن بودا یی بامیان،میراث تمدن بزرگ

    وتا هنوز نا شناخته (اویغوری تبتی)است، نه پارسی ، یونانی، ویا هندی


    ادامه مطلب ...
    گل کاری از: شجائی| جمعه بیست و دوم آذر 1387 | 14:44 | + | موضوع: |

     

    http://nl.youtube.com/watch?v=cx4M6Z1A7yo&feature=related

    گل کاری از: شجائی| پنجشنبه هفتم آذر 1387 | 14:29 | + | موضوع: |

     

    http://nl.youtube.com/watch?v=pqKP_wyh5s0&feature=related
    گل کاری از: شجائی| پنجشنبه هفتم آذر 1387 | 14:23 | + | موضوع: |

    عکس های از بامیان سرزمین کوهن  

    سلام به دوستانی خوبم آمید وارم در هر گوشه از این کوره یی خاکی هستین پروز و موفق باشین

    اگر مایل بودید از شهر تمدن از شهر عشق از شهر هنر و علم دیدن کنید روی سایت زیر کیلید کنید

    http://images.google.be/images?hl=nl&q=bamiyan&um=1&ie=UTF-8&sa=X&oi=image_result_group&resnum=5&ct=title

    گل کاری از: شجائی| جمعه بیست و چهارم آبان 1387 | 14:20 | + | موضوع: |

    فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ  

    baba gul surkh by you.

    اطلاعیه دبیرخانه

    فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"

    تا کنون از نشر فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ" بیش از دو ماه می گذرد که با توجه به اهمیت موضوع، استقبال گسترده شاعران متعهد مقاومت و ضرورت توضیحات بیشتر پیرامون فراخوان، دبیرخانه اهم نکات را در این راستا مشروحاً به اطلاع می رساند:

    1-     با توجه به آثار رســــیده از هم اکنون حروفچینی مجموعه شروع شده است و به همین خاطر دبیرخانه یک ماه از مدت ارســــال آثار را کاهـــــش می دهد و آخــــرین مهلت ارسال آثار را 1/10/87 اعلام می نماید.

    2-     دبیرخانه صراحتاً اعلام می نماید که مجموعه سوم "تبر و باغ گل سرخ" بانی خاصی ندارد و چاپ مجموعه با هزینه پیش فروش آن تضمین یافته است که تا کنون نیز ادامه دارد. در خصوص پیش فروش مجموعه علاقه مندان تنها با تماس و هماهنگی با شماره تلفن های مندرج در این اطلاعیه می توانند همکاری و مشارکت نمایند. در غیر این صورت دبیرخانه هیچ ضمانت و مسئولیتی به عهده ندارد.

    3-     شاعران ارجمندی که افزون بر سروده های خود آثاری از دگر شاعران مقاومت در دست دارند صمیمانه تقاضا می شود که آثار مذکور را در اختیار دبیرخانه قرار دهند تا از چاپ در مجموعه باز نماند. بدیهی است که از این عزیزان در دفتر سوم مفصلاً و شخصاً یادآوری و سپاسگزاری به عمل خواهد آمد و همچنین جهت هماهنگی لازم می توانند با دبیرخانه در تماس شوند.

    4-     از هنرمندان متعهد  و توانمند طراح و گرافیست صمیمانه دعوت می شود که آثار خود را برای طرح جلد دفتر سوم "تبر و باغ گل سرخ" به دبیرخانه ارسال نمایند. از میان آثار رسیده بهترین اثر برای طرح جلد گزینش خواهد شد و باقی آثار به صورت آلبوم هنری در بخش ضمائم مجموعه به نشر خواهد رسید.

    5-     دبیرخانه خود را مجاز به چاپ سروده های که تا کنون در مجلات، ویژه نامه ها و سایت ها در موضوع فراخوان منتشر شده است می داند.

    6-     همه عزیزان از رسیدن آثار به دبیرخانه – ضمن نگهداری یک نسخه در نزد خود- با دریافت ایمیل، مراجعه به وبلاگ اختصاصی فراخوان و یا تماس با دبیرخانه اطمینان حاصل کنند. در غیر این صورت به ارسال مجدد آثار اقدام نمایند.

            در پایان از عموم ارجمندانی که در معرفی شاعران دردمند مقاومت و نشر این اطلاعیه در سایت ها، وبلاگ ها، مطبوعات، مراکز و محافل ادبی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور دبیرخانه را یاری رسانند تقدیر و تشکر فراوان به عمل می آید.

     

     دبيرخانه

    فراخوان سومین مجموعه « تبر و باغ گل سرخ»

    آخرين مهلت ارسال آثار:  1/1۰/1387.     

     تلفن هاي تماس:  00989354927269  و  00989359775138

    آدرس:  ايران، قم، خيابان امام خميني(ره)، هشت متري لوله، کوچه 4 ، پلاک 50، 

     کدپستي: 9 الي57888 ـ 37187

     Website:
    www.BabaMazary.Blogfa.Com

     Email : babamazary@yahoo.com babamazary@gmail.com
    گل کاری از: شجائی| شنبه هجدهم آبان 1387 | 14:29 | + | موضوع: |

    هزراه ها و میراث فرهنگی بامیان  

    قر بانیان قرنها افراطیت دینی، تبعیض،تعصبات قومی و نژادی

     

    از تنديسهای بودا و از آثار تاريخي دوران پرعظمت امپراتوری کنشکا؛ و از باميان ميگويم که در اين امپراتوری بزرگ، همچون نگين مشعشع ميدرخشيد و تنديسهای بودا، سمبول يا نماد اين عظمت تاريخي بود. باميان در افغانستان مرکزی < هزاره جات >، تقريبا به مسافت 231 کیلومتر در شمال غرب کابل و در قلب کوه هندوکش، در ارتفاع 2500 متری موقعيت دارد. اين شهربرای بيش از هفت قرن ـ از قرن دوم ميلادی تا دخول لشکر اسلامي در قرن نهم ميلادی در آن، يکي از بزرگترين مراکز بودايی در شرق محسوب ميگرديد. پیکره های بودا که درلاش کوه ها دربامیان ساخته شده اند، از آثار هنری و مذهبی مردم این سر زمین اند که از قرن سوم میلادی یعنی از عهد کوشانی ها و از زمان کنیشکای بزرگ بیادگار مانده اند. این پیکره ها نموداراستعداد هنری وشاهکاراعتقادی مردم این مرزوبوم است که گذشت قرون و دهور درطول یکهزارو هفتصد سال کمترین گزند فزیکی را بر آنها وارد کرده مگر بازهم مورد توجه جهانگردان وسیاحان قرارمیگرفت و درطی مدت قرن بیستم هزاران سیاح اروپائی و آسیائی را به تماشای خود فرا میخواند وازین مدرک مبالغ هنگفتی به جیب مردم افغانستان وارد میشد

    سرزمين، بامیان در محل تلاقی تمدن های ايرانی، يونانی، بودايی، هندو و اسلامی واقع شده و ميراث فرهنگی آن آميزه ای ارزشمند از تاثير اين تمدن ها و فرهنگ هاست.. اين ميراثها که در بسياری موارد استثنايي اند، فصل بسيار با ارزش و مهمی را در تاريخ حوزه تمدني ما و در مجموعي جهان مي سازند. يک بخشي عمده از ميراثهای تاريخي و فرهنگي افغانستان را آثار باستاني قبل از اسلام تشکيل ميدهد که از خصوصيات کاملا استثنايي برخورداربوده اند. بامیان در آن دوران تاريخي، منحيث با اهميت ترين مرکز تقاطع تمدن ها و جريانهای متفاوت فرهنگی و به مثابه شاهراهی انتقال، و داد و ستد دست آورد های فرهنگی ملل مختلف جهان شناخته شده است. بازرگانان، سياحان و هنرمندان از چين، هند، آسيای مرکزی و اروپا با استفاده از راه مشهور ابريشم، در اين حوزه باستاني رفت و آمد داشتند،.

     سرانجام در روز نهم مارس سال 2001 ميلادی، بعد از برگزاری نماز جمعه، نيروهای طالبان به روی مجسمه های بودا، آتش گشودند و دو شبانه روز به اين کار ادامه دادند تا در شامگاه 11 مارس، از "صلصال" و "شهمامه" 1600 ساله، تنها دو حفره به ارفاع 53 و 35 متر در دامنه هندوکش مرکزی افغانستان باقی ماند.

    طالبان بالای این تند یسهای بیروح وبی جان بودا ترحم نکرد وآ نرا منهدم ساخت که این پیکره ها از لحاظ ساختمان فز یکی به اجداد ونیاکان مردم هزاره جات شبا هت  قیا فوی دا شتند. طا لبان این کار را بخاطر آن انجام داد تا افتخارات باستانی و تاریخی نیا کان هزاره را محو و نابود نمایند و بعدآ به جها نیان بگو یند که این مردم باشنده گان بومی و اصلی سر زمین کنونی نمیباشند که بدین وسیله بتوانند هویت تا ریخی این مردم را از بین ببرند.

    محترم داکتر جلا ل الدین صدیقی دانشمند معر و ف کشور در باره بامیان و آ ثار با ستانی آن مینو یسد که:- بودا بامیان تنها میراث گرانقدر مردمان آریا نای کهن، خراسان اسلامی و افغانستان کنونی وبخصوص مردم وسرزمین

    هزاره جات نبوده بلکه جزء از تمدن تمام بشریت بشمار میرود << که مجسمه ها و تصاویریکه از عهد بودا ئی باقی مانده است معمولآ در هر منطقه که ساخته شده است،باز تا ب دهنده همان گروه اتنیکی بوده اند که در آن محل زیست داشته است و ازین رو چنین بر میآ ید که هیکل های بودا ئی و تصا ویر دیواری واقع در بامیان هم به اتنیک های مردم هزاره شبا هت کا مل به هم میر ساند>> 

    آ قای صد یقی اضا فه مینماید < پس بدون تر دید میتوان گفت که در آ فر ینش گنجینه های کهن هنری بامیان نقش خلق هزاره و نیا کان هنر پر ور شان نه تنها بر جسته بوده بلکه مردم هزاره حق دارد که بدین دستاورد ها ی هنری و میراث گرانقدر اسلا ف شان افتخارنماید و خود را وارث تا ریخ کهن ومیراث با شکوه بامیان با ستان بد ا نند>

     شهر بامیان با قدامت چندین هزار ساله طی چندین قرن مورد تهاجم متجا وزین خارجی از جمله:- دار یوش، کوروش، سکندر کبیر، اعراب، چنگیز خان، اورنگ زیب، نا در افشار، بریتانیا و حکام داخلی، امیر دوست محمد خان،

    امیر عبد الرحمن خان و نادر شاه خان قرار گرفته است. که در اثر این یو ریش ها برخی از میراث های باستانی و تمد نی بامیان متضررویا نا بود شده اند - تخریب این آثار باستا نی بخصوص پیکره های دو بودا در آغاز توسط اورنگ زیب و بعد از آن بوسیله، همسران امیر دوست محمد خان و امیر عبد الرحمن خان و براسا س حکا یت، مردم محل، همسر نادر شاه خان صورت گرفته است. همسران این امیران - چهره های دو تند یس بودا ویک یک پای آنها را توسط گلوله توپ خراب کر ده اند.درزمان امیر عبد الر حمن خان ارگ شهر غلغله تخریب وبه خاک یکسان گرد ا نیده شد ه است.

     پيش از طالبان نيز، مجسمه های تاريخی بودا در باميان ضربه های فراوان ديده بود، چنگيز خان مغول در سال 1222، اورنگزيب در سال 1689 و عبدالرحمان خان در سال 1892 ميلادی، هر کدام به نوبه خود برای تخريب اين دو مجسمه تلاش کردند و بر پيکر آنها صدماتی وارد نمودند؛ در جريان جنگهای مقاومت مجاهدين در، نیمه دهه نود ميلادی نيز مجسمه های بودا، از آسيب مصوون، نماند.

    به باور برخی از کارشناسان، مجسمه های بودا در باميان، اگر تا ديروز نمادی از ديرينه تاريخی در اين سرزمين بود، امروز يادگار سالهای حاکميت افراطگرايی مذهبی در اين کشور است، حرکتی که جهان را تکان داد و يونسکو آن را وحشت فرهنگی ناميد.

    بودا در هنگام تخر یب و نا بو دی پیکر ه ها یش میگفت:

    - البته راههای زياد وجود داشت،ولی موجوديت من گنـــــــــاه بزرگتر از همه گناهان تعبير شده است، دست هــــا به تنهائی صدا ندارند، ولی در پشت پرده بازی هـــــای خطر ناک می آفرينند. انسان ديروز شبيه انسان امروز نيست، من به همــــه يارانی که از دست رفته اند وبه همه يارانی که مانند من به نوبت به خط مرگ ايستاده اند، سر تعظيم واحترام خـــــم ميکنم. ميدانم که مرگ من يک جنايت هولناک در تاريخ معاصر است واين افسانه قرن ها، قصه ويران شدن کاخ يک مدنيت خواهد بود،

    زنده گی شکل يک نمايشنـــــامه را دارد که بازيگران در جــــريان تاريخ، عوض ميشوند وسوژه ها تراژيدی ترميگردند. اساسا ً من چراغی بودم که آغاز وانجام من برای سوختن بود.من شکوه وجلال خود را سالهـاست که گُم کرده ام ودر گردن تاريخ شما اويزان بودم.  

    آتش در زير خاکستر تا دير زمانی نميتواند بازی کند، يا خــــــاموش ميشود، يا دُنيا را به آتش ميکشد، نيروی چنگيز، آتيلا وهتلر، نمادهائی زنده از زمره شما انسا ن های شريف بودند که با کار نامه های شرم آور خود، سير تاريخ انسانيت را تغيير دادند. فراموش نکنيد امروز هـــــم متاءسفانه، آن نوع جنايات به شکل ديگر وباکيفيت وانديشه ديگر، در روی زمين ادامه دارد، چه کسی ميتواند جـــــــــلو اين زشتی ها را بگيرد ؟ پاسخ روشن است، هيچکس. به علتی که همه با يک صدا در آفريدن مصيبت هــا، دست دارند، همين بُرهان است که غرور ملی جای خود را به شرم ملی داده است.

    تلاش جهانی برای بازداشتن طالبان از تخريب آثار فرهنگی و تاريخی افغانستان به ويژه بتهای بودا در باميان آغاز شد.

    کوفی عنان دبير کل سازمان ملل متحد با فرستادن نماينده ويژه خود به کابل و قندهار، از سران طالبان خواست تا از تخريب اين آثار صرف نظر کنند.

    دبيرکل يونسکو، سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد، از سازمان کنفرانس اسلامی در خواست کرد که طالبان را متقاعد کند که از اين تصميم خود منصرف شوند.

    رييس موزه مترپوليتن نيويورک نيز از رهبران طالبان خواست که به جای تخريب اين آثار فرهنگی و تاريخی، آنها را به موزه های کشورهای مختلف بفروشند.

    همچنين علاقه مندان و پيروان آيين بودايی در چند شهر آسيايی، در اعتراض به اين تصميم طالبان دست به تظاهرات زدند.

    اما اين فشارها، تاثيری بر عزم طالبان برای تخريب آثار و داشته های تاريخی و فرهنگی افغانستان نگذاشت و در حالی که رايزنی های جهانی برای متقاعد کردن آنها به صرف نظر کردن از اين اقدام ادامه داشت، از نقاط مختلف افغانستان، توپ، تانک، مسلسل و مواد منفجره به باميان، شهر مجسمه های تاريخی بودا منتقل می شد.

     نويسنده کتاب افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، همچنين معتقد است که تخريب مجسمه های بودا، در حقيقت نوعی دهن کجی از سوی طالبان در برابر کشورهای اروپايی و آمريکايی بود که آنها را در انزوا قرار داده بودند.

    او می گويد: "طالبان بيش از اينکه به اجرای شريعت بينديشند، به اين فکر بودند که با از بين بردن بودا باميان، از جامعه بين المللی، سازمان ملل متحد و کشورهايی که آنها را به رسميت نشناخته است، می توانند انتقام بگيرند، بنابراين، هر قدر تاکيد جهانی بر حفظ اين آثار بيشتر شد، طالبان هم بيشتر بر ازبين بردن آنها پافشا ری میکردند.

     

    ترویج آ ئین بودائی در بامیان باستان:

     آيين بودا كه در سدة پنجم پ.م. در درة گنگ به دست بودا پي‌افكنده شد، در سدة اول ميلادي براثر نيروگرفتن و جاندار شدن آيين برهمني قديم هندوان راه شمال‌غربي درپيش گرفت. صلح پايدار و امنيت‌كوشان هم يك عامل مهم پيشرفت و رونق آيين بودا شد و شاهان كوشان هم دررواج اين دين كوشيدند و به فرمان آنان بسياري پرستشگاها در سراسر قلمروكوشان برپا شد. اين پرستشگاهها را چنان مي‌ساختند كه به راهها و آباديهاي مهم نزديك باشد تا راهبان بتوانند نيازمنديهاي مادي خود را برآورند و دريوزگي كنند و نيز چنان دور از دسترس باشند كه از گزند رهگذران و دزدان درامان باشند و فرصت تفكر و پرداختن به كشف و شهود داشته باشند. اما يك تغيير ودگرگوني تدريجي و بسيار آهسته چه از لحاظ زبان و چه ازنظر فضا پديد آمد. اين دگرگوني را مي‌توان نتيجة تاختن مهاجمان جديد دانست. در سده‌هاي سوم و چهارم ساسانيان و هونها و هپتاليان از شمال شرقي به هند درآمدند. دربرابر اين مهاجمان نوخاسته ديرنشينان به غارها پناه جستند و سرگرم آراستن آنها با پيكره‌ها و نقشها گشتند. دربرابر هيناينه ساده و بي‌پيرايه كه به دست خود بودا پرداخته شده و قوانين ساده درآن بود شيوه و سبك پرفخامت و سنگين و منعقد و مبهم ماهايانه و تانتريسم متضمن قوانين بغرنج و پيچيدة تناسخ وآيينهاي شگفت شاگردان و پيروان بودا معمول شد. درهمين زمانها چين درساية حمايت جنگاوران دودمان تانگ بارديگر به دادوستد و بازرگاني ازراه ابريشم پرداخت. فرمانروايان فرودست دولت ساساني و قبايل دست‌نشاندة دودمان تانگ به نگاهباني راه ابريشم همت گماشتند و بسياري از بازرگانان و جهانگردان و زائران دراين راه به حركت آمدند. هواي تسانگ زائر چيني در حدود 360 ميلادي به راه‌پيمائي دست زد. دراين زمان هنر بودايي هم‌درهم ريخته و مغشوش است و هم پرشكوه. درباميان در افغانستان ديرنشينان دو بت بزرگ ساختند به بلندي 35 و 53 متر و در گرداگرد آنها بر ديوارها و طاقچه‌ها نقشهاي داستانهاي مذهبي و مجسمه‌هاي شخصيتهاي ديني و شاهزادگان و بخشندگان و نوازندگان بودا را پرداخته‌اند. درهمين جا است كه نخستين‌بار به ماندالا يا مجسمه‌هاي كوچك همه با هم يكسان بودا در پيرامون بت بزرگ برخوردند. نفوذ هنرساساني رامي‌توان از روبانهاي افشان و پرانحناي آرايش موهاي شاهزادگان شناخت. در دير فندقستان در درة‌قوربند در سدة هفتم ميلادي و در تپه سردار نزديك غزنين در سده‌هاي هفتم و هشتم نقشهايي از گل و گياه پرداخته‌اند بسيار ظريف و باريك و لطيف كه نمودار هنر گوپتاي هنداست با آرايشهاي متكلف. همچنين بايد از پرستشگاه بودايي آق باشيم و آذين تپه در تركستان روس ياد كنيم.

    باختر باستان در قلمرو شاهزادگان سغدي و ترك درآمد. اينان قلعه‌ها و دژهاي استوار خندق‌دار برپا كردند با ديوارهايي كه به نقشها و نگارها و مناظر دين آراسته بودند. هنوز نتوانسته‌اند آنها را به نحو معقول و خردمند پسند تعبير كنند. برخي ازاين نقشها را با داستانهاي حماسي ايراني پيوند داده‌اند. ايرانيان دراين هنگام به همراه عربان همچون آورندگان و گسترندگان آيين نو و فرهنگ و تمدن اسلامي بارديگر به افغانستان و آسياي ميانه درآمدند دربالاليك تپه (ازآثار سده‌هاي پنجم و هفتم ميلادي) و در ورشخا (آثار سده‌هاي ششم و هفتم) و مخصوصأ درشهر كوچك سغدي پنجينكنت كه در سده‌هاي پنجم تا هفتم آباد بودو همچنين در افراسياب كه همان سمرقند باشد اكنون كاوشهاي پردامنه‌اي شده و خانه‌ها و كاخها و پرستشگاههاي آراسته به نقاشي و مجسمه به دست آمده است. اين نقشها ومجسمه‌ها براساس همان انديشه‌‌هاي موجود درآثار باميان است ولي ضمنأ داراي مناظر ضيافت و بازي و جنگ است كه آرايش ديوارهاي بلند و خفة‌كاخها و پرستشگاههاي پنجيكنت گشته است. بعضي مناظر جنگهاي پرداخته شده بر ديوارهاي پنجيكنت را با حماسة شرق كه بعدها فردوسي در شاهنامه سروده است يكي دانسته‌اند.

    همة انديشه‌هاي معنوي و سياسي و مذهبي و هنري مردم آسياي ميانه در جهان شگفت و محدود درميان كوههاي سربه فلك كشيده و بيابانهاي بي‌پايان و هراس‌انگيز كرانه‌هاي رود تاريم دركنار شنهاي درياچه لب نور جلوه‌گر شده و جنبة الوهيت گرفته است.
     بعضي از جهانگردان روزگار كهن مانند هوان تسانگ از گردنه‌هاي پامير و يمگان گذشته به پرستشگاههاي بودايي و شهرهاي كوچك و آرام راه جستند. ين جاها پايگاههاي امن و راحت بودند و درآنها هزارها اثر ايماني را مؤمنان با نقشها و پيكره‌ها برآورده‌اند. بهترين نمونه‌هاي مجسمه‌سازي را مي‌توان در تومشوك و شورچوك و كومتورا يافت. باآنكه مصالح اين آثار هنري تنها ازگل و كاهگل است بانقاشي و رنگ پيكرده‌ها را بس زيبا پرداخته‌اند. نقاشيهاي اين دوران دراين سرزمين كه در جهان معروف است و بهترين نمونه‌هاي آن در موزه‌دولتي برلن شرقي محفوظ است و بهترين نمونه‌هاي آن در موزه دولتي برلن شرقي محفوظ است از‌آنروز اهميت دارد كه درآنها هنر هند و خراساني و چيني گرد آمده است. در پيرامون شهر كوچا در تركستان چين در شمال تاري و مركز فرقة بودايي هينايانا در سده‌هاي چهارم تا نهم مراكز هنري قزل و تومونرا ودولدورآتور و سوباچي پديدار شده است. حتي در حدود 500 پ.م. هنرمندان غار دريانورد از هنر هندي گوپتا متأثر گشته بودند. سپس در 650 ميلادي در غار شانزده شمشيرزن دورنماها را با سبك خاص چيني پرداخته‌اند. در گومتورا در دوران اخير نفوذ هنر چيني بسيار است همچنانكه در تورفان درسدة هفتم كه تمدن جداگانه‌اي به دست تركان اويغور پديد آمد چنين بود. اويغوران مردم تربيت يافته و ظريف و سفيدپوستي بودند كه رگه‌هايي از چينيان و تبتيان داشتند و پيرو مكتب ماهاياناي بودايي بودند و ضمنأ از آيين ماني كه آميخته‌اي بود از اديان آن روزگار و آيين نسطوري پشتيباني مي‌كردند. بهترين نمونه‌هايي نقاشي تورفان را در بازاكليك دريك نمازخانه يافته‌اند و موضوع آنها «بهشت بوداييان» است. در پيرامون بودا يا بوذاسف بسياري كاهنان و شاهزادگان و بخشندگان و نوازندگان بودايي فراهم آمده‌اند. شيوة بين حالات جدي و شوخي و نقشهاي مضحك و ظريف و دقيق در بيننده اثري شگرف مي‌گذارند واورا به جهان سدة هشتم ميلادي مي‌برد. هنوز هم آثار بودايي موجود در افغانستان آنچنانكه بايد كاوش و بررسي نشده است.
     
    میراث فرهنگی و تا ریخی بامیان:-
     
    مرحوم احمدعلی کهزاد درمورد معرفی پیکره های بودا دربامیان مینویسد: پیکرهای بودا بزرگترین مجسمه های جهان میباشند که بصورت سموچ های منظم و منقوش دربد نة کوه کنده اند. یکی آن 53 متر و دیگری 35 مترارتفاع دارد وبفاصله 400 متر ازهمدگرفاصله دارند.
    بت 53 متری بامیان بزرگترین هیکل بودائی دنیا وبلند ترین مجسمة سنگی جهان است و جا دارد که هفتمین اعجوبة جهان باشد. از نظربودائی ها این دو مجسمه تمثال بودا بوده و به اندازة فوق العاده بزرگ دردل کوه کنده شده است. قبا های بت هارنگه بوده به طوری که قبای بت 53 متری سرخ و از 35 متری آبی یا کبود بوده است. و روی همین رنگها بودکه مسلمانان وقتی باراول وارد بامیان شدند، مجسمه های مذکور را بنام های« سرخ بت» و « خنک بت» یاد کردند. و بخاطر همین رنگها بود که هیوات تسنگ سیاح چینی وقتی آنها را دید فکرنمود که مجسمه ها از چودن ساخته شده اند وبا هم پیوند یافته اند. در حالی که مجسمه های مذکوردر سنگ دانه دارکوه تراشیده شده اند.

    از لحاظ تاریخی بت 35 متری بر بت 53 متری قدامت دارد. به این معنی که بت 35 متری بامیان احتمالا درقرن سوم و بت 53 متری درقرن چهارم یا قرن پنجم ساخته شده باشد. برعلاوه این دو مجسمة بزرگ، مجسمة دیگری هم بفاصله هزار قدم دورتر بشکل خوابیده موجود بوده است. این مجسمه بودا را در فبرستان نشان میداد.

    هیوان تسانگ زایر چینائی که در نیمة اول قرن هفتم میلادی از بامیان دیدن کرده است ازین هیکل بزرگ دراز افتاده بودائی یادآوری نموده است و موقعیت آن را در مجاورت هیکلهای بامیان ذکر کرده است. این زایر چینائی بامیان را بنام کشور« فان ین نا» یاد نموده میگوید: معابد متعدد درآن موجود بوده و درآنها هزاران راهب به اخذ تعلیمات و تدریس مصروفند. در سخره های عمودی و بلند کوه های شمال شرقی پایتخت مجسمه های بودا را به بلندی 140 تا 150 فت کنده اند. این مجسمه بزرگ طلائی میباشد که درهنگام طلوع آفتاب شعاع آن بهر طرف نشر میگردد. به فاصله 12 لی (یک لی مساوی نیم ورست و یک ورست مساوی10،67 کیلومتر) در شرق شهر بامیان هیکل خوابیدة بودا را درمعبد بزرگی مشاهده نمودم که با (نیروا نا) یعنی به مقام ابدیت فرومیرود. این هیکل یکهزارفت طول دارد و شاه مملکت هرسال در جشن آزادی جمله دارائی منقول خود و خاندان خود را به شمول آنچه در خزانه دارد می آورد وآنرا به نام وی قربانی تقدیم میکند.

    . کار ساختمان دو پيکره بزرگ در قرن دوم ميلادی به هدايت و حمايت کنشکای کبير آغاز گرديد و احتمالا در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پينجم به پايان رسيده باشد. مغاره های حفرشده در دل کوه ها، محل بود و باش هزاران راهب بودايي را تشکيل ميدادند و همچنان بحيث مهمانخانه برای مسافران، بازرگانان، و زائرين اين مرکز بودايي، مورد استفاده قرار ميگرفتند. اين مغاره ها مملو از نقاشي های مختلف بودند که همزمان با تراش و ساختمان پيکره ها بحيث يک مجموعه يي بهم پيوسته حفر شده بودند. آنها به طول يک مايل، قسمت شرقي و غربي، يعني دو مجسمه بزرگ را با هم وصل ميکردند. وادی را ميتوان به سه بخش تقسيم نمود. بخش غربي جايي که مجسمه بزرگ 53 متری (به روايتي 55 متری) قرار دارد و بيشترين بخش مغاره های منقوش را در بر ميگرفت، بخش مرکزی که يک پيکره نسبتا کوچک (احتمالا در حالت نشسته) نيز تراشيده شده بود و تعداد زيادی از مغاره ها را در بر ميگرفت، و بخش شرقي واد ی که دارای مجسمه بزرگ 38 متری بودا بوده است. برعلاوه این دو مجسمة بزرگ، مجسمة دیگری هم بفاصله هزار قدم دورتر بشکل خوابیده موجود بود. در حدود یکهزارو هشتصد سال قبل، کاروانهای تجارتی زیادی از آسیا و اروپا به قصد مسافرت به چین از افغانستان عبورمینمودند.این جاده در عصر شاهان کوشانی و بویژه دردورة کنیشکا رونق زیادی کسب نمود. شمار زیادی از زائرین چین نیزازین راه عبور میکردند. آنها به هند یعنی جائیکه بودا بیش از دو هزار سال قبل در آنجا متولد گردیده بود سفر میکردند. یکی از سیاحین،

    داکتر یاورسکی، نمایندة دولت روسیه تزاری در دربار امیرشیرعلی خان است که ازین مجسمه ها دیدن کرده و در کتاب خود ازآنهااینطور یادآوری نموده است: « من تنها کسی نبودم که ازدیدن این اعجوبة تاریخی که قرنها پیش دست بشر آنرا به روی سخرة کوه کنده غرق حیرت شده بودم. این پیکره در مقابل عوارض سماوی و خرابکاری ناشی از تعصب وبغض اعمال تنگ نظرانه هنوزهم پایداری نموده اند. روی سخره که تقریبا دوسه فت بلندی دارد رواق طویلی رابا عرض هفتاد فت و عمق 25 تا 30 فت حفر نموده اند. این صخره از سنگ کنگلومیرات میباشد. در داخل رواق مجسمه بزرگی را به ارتفاع 140 فت به شکل برجسته که سطوح سه گانه آن یعنی جانب مقابل و جناح های چپ و راست از داخل رواق بیرون کنده شده وپشت مجسمه به کوه چسپیده میباشد. چهرة مجسمه رااز فرق سرتاحصة پایها عمودی تراشیده اند. گوشهای سالم و در اطراف گردن و بالای شانه ها خشت کاری مشبک تا وسط گوشها به شکل دهلیز دیده میشود. سینة هیکل فراخ و چین های مرتب لباس بروی سینه وشانه ها افتاده و دستهای آن شکستانده شده و پاه های مجسمه رانیز تاحصة زانوبا فیر توپ شکستانده اند. دیوار های داخل با پلستر گچ پوشیده شده حصة فوقانی گنبد نمای رواق بالا سرمجسمه میباشد که با نقوش رنگین اعم از اشکال زن و مرد به رنگهای لاجورد، سرخ، زود و سفید مزین گردیده است. طرز نقاشی بین چین و بیزانت میباشد. دروسط پاهای مجسمه بزرگ، مغازه های خیلی بزرگ که دیوار و سقف آن سیاه معلوم میشوند، موجود است که حکایت از سکوت مردم درآنها مینماید. دردیوار ورواقهای مغازه به ارتفاعات مختلف روشندانها موجود بوده و ازین مغازه هاپله های پیچ وتاب خورده تا فرق مجسمه موجود بود که زوار بودائی ازین طریق به طواف می پرداختند.

    داکتر یاورسکی دررابطه به بت 35 متری مینویسد: به جز جسامت، مجسمه از نقطه نظر شکل از همدیگرچندان فرق ندارند. بلندی مجسمه دومی120 فت بوده روی آن کاملا خراب شده است. در داخل این مجسمه نیز اتاقها مزین موجود بوده است که با دود سیاه شده است... بگفت نبی کهزاد« قسمت های برهنة مجسمه 36 متری کاملا از ورق طلا پوشیده بود که زیر اشعة طلائی آفتاب چشم بیننده را خیره میکرد. درزمان کوشانیها و بعد ترازآن، بامیان مسیر راه سوداگران ادویه و ابریشم وزایرین دین بودا و رفت وآمد کاروانهای تجارتی بود که ازین راه به چین، هند و بلخ میرفتند.» (مجله آزادی، شماره 42، ص 25)

    مرحوم کهزاد بروایت از کتاب الفهرست میگوید: « در بامیان معبد یست که زوار بیشمار ازهند و ختای به قصد زیارت به آنجا می آیند. درین معبد بت های قیمتداراز طلا دیده می شود که با احجار کریمه تزئین گردیده اند. یعقوب لیث مقداری از آنها را به حضور خلیفه بغداد تقدیم کرد. این نویسنده در بارة مجسمه های بزرگ بودا دربامیان نوشته است: هندی ها حین زیارت خوشبوئی ها وسامان قیمت بهارا به نام قربانی برای بت های بزرگ تقدیم میکنند. بت ها آنقدر بزرگ و جسیم اند که از مسافة خیلی دوردیده میشوند. زواری که از راه دور می آیند، نباید از فاصله دوربه طرف بت ها نگاه کنند زیرا آنرا گناه عظیم میدانند. ایشان قبل از اینکه به پای بت هابرسند بطرف زمین باید ببینند. احیانا اگر چشم یکی از زوار بربت ها ازدوربیفتد باید از همان نقطه دوباره برگشته وسفرش را آغاز نماید..

     بودای باميان يکی از اين نمونه های استثنايي است. زيرا پيکره های بودا در ساير کشورهای آسيايي، معمولا بودا را در حالت خوابيده و يا نشسته و همچنان در وضعيت خلسه که نمايندگی از درونگرايي دين بودايي ميکند، به نمايش ميگذارد ؛ ولي برعکس، مجسمه های بودا در باميان، از برکت هنر گريکوبوديک (گندهارا) قد برافراشته و ايستاده اند و در حقيقت نمايندگی از طرز دید و تفکر عملگرايانه دنيای يوناني ميکنند. بر علاوه، لباس اين پيکره ها نيز با پيکره های خدايان يونان باستان در برخي موارد شباهت میرساند. پيکره ها، مغاره ها و ساير تاسيسات مربوط به آن، در حقيقت همه مجموعه يي از ساختمانهای بسيار با شکوه و مجللي را تشکيل ميدادند. تنديسهای بودا در درازنای تاريخ پرشکوه خود ـ چه در زمان استيلای اعراب وچه حتا در تهاجم چنگيز و هلاکو ـ زياد تخريب نگرديدند.

    آنها صرف زيورات و پوشش طلايی پيکره ها را به غارت بردند. هر جهانگشای مشهور تاريخ که اين شاهراه عظيم را پيموده و از باميان گذشته، در پيش پای اين مجسمه های پر هيبت و عظيم، احساس حقارت و کوچکي نموده است. جالب است که در دوران زمامداری خوارزم شاهيان که باميان مرکز امپراتوری آنها بود و شريعت اسلامي نيز جاری، اين پيکره های با شکوه، همچنان با عظمت و وقار، و منحيث ميراثي گرانبها از گذشته درخشان تاريخي اين کشور، زينت بخش شهر تاريخي باميان بودند.

     در يک هزار و دوصد سال حاکمیت زمامداران و سلاطين مسلمان بر اين سرزمين که تعداد زيادی از آنها مردمان خيلي متعصب هم بودند، اين ميراث باستاني کشور تخريب نگرديد و همچنان پابرجا ماند.

     با غم و اندوه فراوان که در آغازين سا ل قرن بيست و يکم و در عصر گسترش پژوهش و کنکاش در باره ريشه يابي ساختمان جسمي و رواني انسان و گذشته تاريخي آن، و دست آورد های بي نظيری ناشي از اين بررسي های علمي، اين آثار منحصر به فرد تاريخي، پس از زخمهای فراوان، با آتشباری سلاح های ثقيل و جابجا نمودن مواد منفجره در بخشهای از بدنه آن، به تاريخ يازدهم مارچ سا ل 2001، منفجر گرديدند و بر زمين فروريختند !!!
    اين ميراث های عظيم فرهنگي ما با فتوای ملا محمد عمر آخوند و در حقيقت به هدايت رهبران سازمان القاعده و توسط لشکر جاهل و متحجری که در بتن دشمنان مردم افغانستان بسته شده و رشد کرده بود، نابود گرديدند. میگویند اورنگزیب پادشاه مغولی هند هنگام لشکرکشی به بلخ ازدرة بامیان عبورکرد و وقتی نظرش به آن هیکل بزرگ افتاد امرکرد تا آنرا با توپ بزنند، درنتیجه پاهای مجسمه در اثر اصابت گلولة توپ از میان رفت. (مجله دعوت، شماره 123، ص 3)

     در اطراف مجسمه های بزرگ تقریبا 1200 سموچ موجود است که در داخل آنها تصاویر رنگین رسامی و نقاشی شده است. این سمچ ها اقامتگاه راهبان وپیروان بودائی بودند. با آمدن اسلام در افغانستان، دین بودائی به تدریج شکوه و رونق خود رااز دست داد وبا جابجائی دین اسلام درکشور، دیگر پیکره های بودائی بامیان محل عبادت بشمار نمیرفتند و فقط بحیث یادگار های مذهبی و تاریخی و هنری باقی ماندند که سیاحین و جهان گردان را به تماشای خود ساعتها مشغول مینودند.متاسفانه اگر صحبتی از بامیان در رسانه هاست تنها به یمن فقر و ناداری مردمان آن است که روزگاری بامیان کهن، ثروتمند ترین شهرهای دنیا بحساب می آمده است.

    .پيکره های بزرگ بودا که قبل از تخريب بدست طالبان، جذابيت خاصی برای جهانگردان خارجی داشت، حالا کاملاً نابود شده است اما حفره های عميقی که مجسمه ها در آن ساخته شده بودند، هنوز هم ديدنی است.

     زنده گی درون قومی در افغانستان می تواند تداعی سیاسی و انسان شناسانه ء مختلفی را همراه داشته باشد. مسایلی از قبیل امنیت قومی و زبانی و مذهبی که اگر عمیقاً به آن توجه شود مسایلی اند که در شکل بر جسته شده اند. درسمت گیریهای قومی درکشور باید آن را به عنوان یک واقعیت سیاسی بررسی کرد.

          سیاست سکوت علیه مردم هزاره زما نی بر ملا شد که به سنت های اعتقادی –سیا سی زمامداران تبدیل گر دید. این سیاست از زمان امیر عبد الرحمن تا رژیم خون آشام طا لبی بر ضد مردم هزاره اعمال میشد، تاریخ سیاسی و اجتماعی مردم هزاره حکایتگر همین جنایات زمامداران جلاد قرن است که: میکشتند

    ، ویران میکرد ند، دروغ میگفتند، به قرآ ن وایمان خیانت میکردند و به خون انسان طها رت سیاسی مینمودند.

    بر اساس همین سنت غیر انسانی رژیم انحصارگر طا لبا ن کشتار ها، قتل عام های جمعی را با قساوت و بی رحمی در برابر جا معه هزاره در شهر بامیان،ولسوالی یکا ولنگ، شهر های مزار شریف، کابل،هرات ودیگر مناطق هزاره نشین ولایات ارزگان، غز نی، غور،پروان، وردک، سر پل، سمنگان،بغلان و قندوز انجام دادند.

    بامیان امروز، چهره اش مظلوم است که تند یس های بوداهایش ویرا ن و برای همیشه جاودان ساخته شده است. بودا که توسط لشکر جهالت متعصب و کور قبیله گرا در مراحل مختلف تاریخی نیست و نابود شده اند و اکنون نیز، اطرافش برای حفاظت از آثار تاریخی با سیم خاردار جا ودانه گرد انیده است، ولی مردم بامیان در شرا یط کنونی از فقر، عقب مانده گی، نبود وسا یل زنده گی شهری، از فقدان آب صحی آشا میدنی، برق، دکا کین کلا ن وبازار برزگ شهری، تا مینات زراعتی ومالداری، عدم موجودیت شفا خانه و سرک اسفلت شده حتی سرک خامه موتر رومناسب رنج میبرند.

     يک تن از ديپلماتهای فرانسوی در مورد این سر زمینگفته است هنگام ورود به باميان و هزاره جات مرکزی آدم تصور می کند به "آخر دنيا" آمده است. درین سر زمین اثری از بازسازی به چشم نمی خورد. به گونه ای که پس از پايان جنگها در افغانستان و ايجاد دولت مرکزی، تغيير مثبتی در زندگی مردم درین مناطق رونما نشده است.که پس از ايجاد دولت مرکزی و با وجود جاری شدن کمک های جهانی به افغانستان، زندگی او هيچ تغييری نکرده است. باميان وهزاره جات اگر از يک سو فرهنگ غنی دارد، از سوی ديگر مردم اين ساحه در نهايت فقر مادی زندگی می کنند.

    در سومين ماه فصل بهار زمينهای زراعتی در باميان و هزاره جات سرسبز است. زمين داران باميانی هزاره جات با جد يت روی زمين هايی که در حقيقت يگانه منبع درآمد برای آنان به شمار می رود، کار می کنند.

    در باميان بنا بر شرايط خاصی، تنها کچالو کشت میشود. البته برخی دهقا نان به کشت های ديگری هم دست می زنند اما بيشترين محصول زراعتی در باميان از کشت کچالو بدست می آيد.

    آنگونه که باشندگان این مناطق می گويند، تمامی مواد خوراکی از کابل به باميان وهزا ره جات مرکزی انتقال می يابد که اين موضوع مشکل ديگری را ايجاد کرده است.

    جاده ها خيلی ناهموار است و سفر کاروانهای مواد غذايی از کابل به باميان وهزاره جات مرکزی در برخی موارد دو تا سه شبانه روز را در بر می گيرد که در نتيجه نيمی از اين مواد تا رسيدن به مناطق غير قابل استفاده می شود.

    اين مواد در يگانه بازاری که در مرکز شهر باميان ودیگر مناطق هزاره جات مرکزی موقعيت دارد، با نرخ بلندی به فروش می رسد.

    مردم بامیان وهزاره جات مرکزی از دولت کنونی افغانستان می پر سند از آنجائی که در بیش از چهار سال اخیر میلیارد ها دالر کمک های جا معه

    جهانی به کشور سرا زیر گردیده این مبا لغ فراوان به کجا وچگونه در باز سازی افغانستان به مصرف رسانیده شده است.ولی باتآ سف باید گفت ازین میلیارد ها دالر پول های کمکی مجا مع بین المللی حتی به اندازه یک خشت گذاشته نشده و تا هنوز برای با زسازی ولایت با میان ومناطق هزاره جات مر کزی کدام بودجه ای به مصرف رسا نیده نشده است ومسولین دولتی صرفآ تنها وعده ووعید و یکتعداد حرف ها و بیا نیه ها را در هنگام سفر ها به مردم هزاره جات تحویل داده ومیدهند وکدام کار قابل لمس که فقر – بی کاری – بیماری را کاهش بدهد تا کنون انجام نداده اند.باوجود تبلغات دولت افغانستان وکشورهای کمک کننده مردم با میان وهزاره جات مرکزی تا هنوز درفقر تنگدستی – بیکاری وامراض علاج نا پذیربسر میبرند وبطور نمونه میتوان از چند فا میل تهیدست با میان

    تذ کر داد وهنو ز که هنوز است ما نند دوران کمون اولیه در مغاره ها وسموچ ها بو دوباش مینما یند که خود نماینده گی از فقر و بیچاره گی آنان مینماید در ین تصویرپسر بچه خورد سا ل را مشاهده میکنید که او در یکی از مغاره ها با خا نواده اش زیست ممینما ید.

     باید رهبران به خود آیند وبرمردم فقر زده این سر زمین، چاره ای را بیند یشند، در باره با ز سازی این مناطق توجه بخرج دهند.

    پسر بچه خورد سا ل، که در یکی از مغاره ها ی کناربودا به همراه فا میلش بود و باش دار د، پس از پايان جنگ ها در افغانستان و ايجاد دولت مرکزی،تغييری مثبتی در زندگی این پسر بچه خوردسا ل و مردم باميان وهزاره جات مرکزی رونما نشده است.

     بعد از سقوط رژیم طالبان دولت کنونی افغانستان طی مد ت چهار سا ل اخیر چندین نشست و جلسات را زیر نظر موسیسه فرهنگی ملل متحد، یونسکو، به اشتراک کشور های ذیعلا قه درشهر کابل و شهر ژینو مقر اروپائی ملل متحد در

    باره باز ساز ی واحیای مجد د پیکره های بودا ی تخریب شد ه ای بامیان برگذار کرد ودرسال گذشته یکی از موسیسات فر هنگی کشور جا پان طرح پشنهاد با ز سازی این پیکره ها را بوسیله تصویر شعاع لا ئیزری به کمسیون موظف ارایه نمود. که همه این مسا یل توسط مطبوعات انعکاس داده شد.

     

     قرار معلوم- مسوولین امور- کار پیشبر د پروژه بازسازی تند یس های بودای تخریب شده را به تعویق انداخته

    واز پلا ن اولویت های اول کاری خارج کرده است که این موضوع نا خرسندی ونگرانی مردم هزاره و جا معه فرهنگی جهان را فراهم کرده اند و مردم ما از مقا مات دولتی تقا ضا دارند درین باره تجدید نظر واقعبینانه وعادلانه بعمل آورند در غیرآن دولت کنونی را مانند دولت های گذشته از زمره همان دولت های

    متعصب وتبعیض پسند قرار خواهد دادکه دولت های مذکور سا ل های متما دی.

    در مقابل مردم هزاره جات از بیعدالتی وتبعیض کار میگر فتند بنآ ازشخص آقای کرزی توقع داریم هر چه زود تر هدایت پیشبرد کار باز سازی تندیس ها ی بودا را بالای ارگانهای مربوط صادر نمایند ومردم ما را بیشتر از ین نا امید نسازند. و امیدوارند که مسوولین امور برمردم این سرزمین عقب مانده توجه دلسوزانه مبذول نمایند. تا مردم احساس کنند که مانند سابق با ایشان بر خورد تبعیض آمیز صورت نمیگیرد.

    مردم بامیان از مسوولین دولتی تقاضا دارند که سا حات ومناطق دارای آبدات

    تاریخی – با ستا نی وتوریستکی بامیان را شا مل فهرست میراث فرهنگیموسیسه جهانی یونسکو سازند تا از طریق این موسیسه فرهنگی ملل متحد باز سازی و احیای مجدد آثار باستانی با میان – ایجا د شهرک های توریستیکی در شهر بامیان - بند امیر- ودره آ جر فراهم ومیسر شوند.

     

    تصویری از شهر بامیان را مشاهده نمائید تصویر پیکره های بودا پیش از تخریب وانهدام را ملا حظه کنید!


    بو دا بعد از تخریب سال -2001- میلا دی - تصویر نمبر -1-2-3 را مشاهده کنید


     گرفته شوده از سایت

     

    www.paymanemeli.com

    گل کاری از: شجائی| چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 16:41 | + | موضوع: |

    بامیان شهر خدایان خاموش  

    بامیان فاقد هرگونه راهنما و بروشور و تذکره است. اما والی دلایل بسیار مطرح کرد و گفت که در برنامه هست که انشاءالله شناسنامه جاذبه های توریستی بامیان روی دست گرفته شود. و گفت که با یکی از مورخین نیز طرف صحبت شده است و یکی از بامیان شناسان محلی ساکن یکی از ولسوالیهای بامیان نیز قول همکاری داده است.

     

    علی پیام

    بامیان فاقد هرگونه راهنما و بروشور و تذکره است. اما والی دلایل بسیار مطرح کرد و گفت که در برنامه هست که انشاءالله شناسنامه جاذبه های توریستی بامیان روی دست گرفته شود. و گفت که با یکی از مورخین نیز طرف صحبت شده  است و یکی از بامیان شناسان محلی ساکن یکی از ولسوالیهای بامیان نیز قول همکاری داده است.

    سفر امسال من به بامیان در ماه میزان رخ داد. هوا گرم بود. یعنی همین ماه جاری (ماه میزان). مدتی از سفر اولم می گذرد. این بار هیچ تصور معین و روشنی از بامیان ندارم. آیا ممکن است که بامیان دارای تذکره و شناسنامه و معرفینامه شده باشد؟

    اینکه بامیان مکان توریستی است، اینکه بخشی از اقتصاد کشور را می توان روی شانه های جاذبه های توریستی بامیان گذاشت، بحث جدید و تازه ای نیست. اما اینکه بامیان بدون شناسنامه است و بدون تذکره است و بدون اوراق هویتی است، بحث تازه برای من است.

    دومین بار است که به بامیان سفر می کنم. هیچ یادم نمی رود قبل از سفرم به بامیان محمد دوست نازنین هم صنفی ام که فعال حقوق بشر بود، طی نامه ای نوشت: "بامیان شهر خدایان خاموش" من تصورات ذهنی جالبی داشتم از بامیان. اما وقتی که به بامیان با آن همه نام بزرگش رفتم، سرزمین خاموشی را دیدم. ده بزرگ خاموش و متروک با مجسمه های قتل عام شده.

    منطق ارسطویی

    در منطق ارسطویی آمده است که هر قضیه ای از تصور و تصدیق تشکیل شده است. آیا تصور و تصدیق ارسطویی در باره بامیان چگونه خواهد بود؟

    تصورات ابتدایی از بامیان

    قبل از سفر به بامیان عکسهای زیادی از جاذبه های توریستی بامیان دیده بودم. مجسمه های بودا، شهر غلغله، شهر ضحاک ماردوش یا ماردوخ، بند امیر، اژهای خفته و غیره. تصور ابتدایی من از بامیان این بود وقتی که وارد بامیان می شوم، حتما، بروشورها، پوسترها، شناسنامه، تذکره و تصاویر بامیان معرف بامیان خواهد بود. حتماً نقشه جاذبه های توریستی را خواهم خرید و بعدش روی برنامه ریزی تا آنجا که بتوانم بامیان را بهتر ببینم.

    تصدیقات ابتدایی از بامیان

    در سفر نخستینم به بامیان شب هنگام به شهر بامیان رسیدم. زمستان سردی بود. ابتدایی ترین تصدیق قضیه این بود که مواجهه شدم با شهری شبیه به قوطی های گوگرد؛ مکعب شکل. شب بود و خود را قانع ساختم که شب است. فردا تصدیقات من با تصورات من نزدیک خواهد بود. این بحث بماند که برای یابیدن هتل طول و عرض خیابانهای خاکی و چقر و چقور بامیان را با موتر پیمودیم و سرانجام هتل پیدا نشد جز مسافرخانه های مزدحم و تلنبار از مسافرین خسته که از گرمای بخارآلود مسافرخانه های تاوخانه دار دم کرده است. سرانجام رفیقم به آشنایش زنگ زد و به دفترش رفتیم و شب سرد سرد بامیان را برای نخستین بار چشیدم.

    صبح بامیان تصورات من را باطل کرد. چندان جای پرسش نبود. بازارک خاکی با دکانهای قوطی گوگردی نه دکه مطبوعات داشت و نه محل فروش نقشه توریستی و نه راهنما و بروشورها و پوسترها و تصاویر جاذبه های توریستی. با اندک گشت و گذار به بازارگ مختصر و خسته از سرمای زمستان دهها درجه زیر صفر تصدیق کردم که بامیان مکانی است بدون شناسنامه و تذکره.

    البته در مهمانیی که منزل والی محترم بامیان بودیم، مطرح کردم که بامیان فاقد هرگونه راهنما و بروشور و تذکره است. اما والی دلایل بسیار مطرح کرد و گفت که در برنامه هست که انشاءالله شناسنامه جاذبه های توریستی بامیان روی دست گرفته شود. و گفت که با یکی از مورخین نیز طرف صحبت شده  است و یکی از بامیان شناسان محلی ساکن یکی از ولسوالیهای بامیان نیز قول همکاری داده است.

    سفر امسال من به بامیان در ماه میزان رخ داد. هوا گرم بود. یعنی همین ماه جاری (ماه میزان). مدتی از سفر اولم می گذرد. این بار هیچ تصور معین و روشنی از بامیان ندارم. آیا ممکن است که بامیان دارای تذکره و شناسنامه و معرفینامه شده باشد؟ مکان توریستیی که در سفر نخستینم نمایندگی وزارت امور خارجه داشت. رئیس نمایندگی کسی بود که در یک دانشکده درس خوانده بودیم. منتها رشته های تحصیلی ما فرق داشت. شبی که مهمان وی بودیم از درآمدهای بامیان در دورانهای قبل از جنگهای سی ساله مطالب ارزشمند و در عین حال تأسف انگیر گفت.

    ولیکن در سفر دومم نمایندگی هم برچیده شده بود و دستم در وزارت خارجه کابل منتقل شده است. وزارت امورخاجه ظاهرا صلاح در این دیده است که دروزاه نمایندگی را تخته کند و گل بگیرد بهتر است از اینکه هیچ استفاده ای نشود. البته که بامیان توریستیی که بدون شناسنامه هست با آنکه امنیتش صددرصد است، غیر قابل تصور است که بتوان توریسم جذب کند.

    مقصر کیست؟

    من به دنبال یابیدن مقصر نیستم. زیرا چیزی که وافر است در این سرزمین، تقصیراتهاست. تقصیرها و کوتاهییها. شاید بزرگترین تقصیرات انهدام بزرگترین مجسمه های ایستاده جهان بود. بعدش تقصیر کار بعدی کیست؟ ایا دولت است؟ آیا ریاست وزارت فرهنگ بامیان است؟ آیا فرهنگیان بامیان است؟ آیا مقصر کیست؟ که این مکان پردرآمد، توریستی، پول زا، فرهنگی، تاریخ و دیدنی بدون شناسنامه هست؟ آیا تهیه بروشور، راهنما، نقشه توریستی، کتابچه حاوی تصاویر خرج دارد؟ یا سهل انگاریهاست؟

    شاید در سفر بعدی به بامیان که خدا توفیق سفر عنایت کند، اقلام زیر در دسترس باشد:

    - نقشه توریستی بامیان

    - تصاویر جاذبه های توریستی بامیان

    - تاریخچه و پیشینه تاریخی جاذبه های توریستی بامیان

    - تذکره و یا شناسنامه فرهنگی بامیان

    - کتابچه راهنمای بامیان شامل مکانهای تاریخی، هویت تاریخی و فرهنگی بامیان

    - محل تهیه منابع ملوماتی بامیان

    - منابع معلوماتی شامل مکانهای دیدنی، قیمت بلیت مکانهای دیدنی

    - وجود و حضور مشاور و کارشناس ابنیه تاریخی و فرهنگی و باستانی بامیان

    - تبلیغات بامیان

     

    گرفته شوده از سایت

    www.afghanpress.af

    گل کاری از: شجائی| چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 16:37 | + | موضوع: |

    فراخوان سومین مجموعه « ((تبر و باغ گل سرخ))  

       فرا خوان سراسري شعر

               به منظور نشر سومين مجموعه از سوگسروده هاي " تبر و باغ گل سرخ"

            سيـزده سال از شهـادت بنيانگذار جريان عدالتخواهي و وحدت ملي افغانســتان رهبر شهيـد استاد عبـدالعـلي مزاري (ره)  مي گذرد، اما هنوز عدالت خواهان و اقليت هاي محروم اين مرز وبوم انديشه ها، آرمان ها وفرياد هاي مظلومانه وعدالت طلبانة او را مي ستايند و هرسال با برگزاري پر شکوه مراسم سالروز شهادتش بدون حمايت دولتي وحزبي در نقاط مختلف جهان با خون سرخ او وآرمان هاي بلند اسلامي، انساني وملي او تجديد ميثاق نموده و با خلق آثار علمي، ادبي و هنري ياد و خاطره ي او وياران وفادارش را گرامي مي دارند.استاد شهيد بابه مزاري

            بابه مزاري (ره) پس از شهادت خود موجب بيداري عمومي مردم و پديد آمدن يک جريان وموج بزرگ ادبي در عرصه شعر مقاومت گرديد که در تاريخ کشور بي نظير است. [1] شاهد اين مدعا دو مجموعه مستقل « تبر و باغ گل سرخ »‌ است که به کوشش شاعر متعهد و دردمند محمد شريف سعيدي و با مقدمه بلندي از چهره ممتاز عرصه شعر وادب معاصر کشور سيد ابوطالب مظفري در اولين و دومين سالروز شهادتش به چاپ رسيده است. در دفتر اول اين مجموعه 75 اثر از 42 شاعر و در دفتر دوم 95 اثر از 44 شاعر چاپ شده است که بلند ترين قطعه اين آثار در قالب يک مثنوي 156 بيتي از شاعر بيدار و دردمند محمد عزيزي مي باشد.

              در سوگ شهادت  شهيد مزاري (ره) وياران صديق او نه تنها شاعران افغانستاني از همه اقوام بلکه فراتر از مرزهاي افغانستان کساني چون سيد علي موسوي گرمارودي از شاعران مشهور ايران و... نيز شعرهاي آتشيني از خودشان به يادگار گذاشتند.

             اکنون به منظور ارج نهادن به فرهنگ ايثار و شهادت و تقدير ازشاعران مقاومت بر آن  هستيم که اشعار و سوگسروده هاي اين عزيزان را در دفتر سوم « تبر و باغ گل سرخ» گرد آوري نمائيم تا به مناسبت چهاردهمين سالگرد شهادت بابه مزاري (ره) به چاپ رسيده ودر اختيار علاقه مندان و ادب دوستان کشور قرار گيرد. از اين رو از شاعران ارجمند مقاومت صميمانه دعوت مي شود که آثار خود را به يکي از زبان هاي دري، پشتو، ازبکي، عربي و اردو همراه با مشخصات ارسال نمايند تا  دبيرخانه نيز به نوبت خود بتواند به چاپ مجموعه توفيق يابد. 

            دبيرخانه مصمم است که سروده هاي غير زبان فارسي را نيز پس از انتشار دفتر سوم به صورت مجموعه مستقل به نشر سپارد. پيشاپيش از کساني که ما را در چاپ و نشر  و اطلاع رساني اين فراخوان در مطبوعات و سايت ها ياري رسانند تقدير وتشکر فراوان به عمل مي آيد.                       

                               دبيرخانه            

                           فراخوان سومین مجموعه « تبر و باغ گل سرخ»

     

    آخرين مهلت ارسال آثار:  1/11/1387.      

     تلفن هاي تماس:  00989354927269  و  00989359775138

    آدرس:  ايران، قم، خيابان امام خميني(ره)، هشت متري لوله، کوچه 4 ، پلاک 50،  

     کدپستي:    9 الي57888 ـ 37187 

     

    Website:   www.babamazary.blogfa.com

    Emai:

       babamazary@yahoo.com          babamazary@gmail.com

    گل کاری از: شجائی| پنجشنبه نهم آبان 1387 | 15:36 | + | موضوع: |